گنج یابی با موبایل گنج یابی به روش سنتی گنج یابی با خروس گنج یابی با ماهواره گنج یابی در ایران گنج یابی وکشف عتیقه ها گنج یابی بدون دستگاه گنج یابی به روش علمی گنج یابی و دفینه گنج یابی سنتی گنج یابی گنج يابي گنج یابی از طریق ماهواره گنج یابی اپارات گنج یابی اندروید گنج یابی ایران گنج یابی ایران باستان گنج یابی انلاین گنج یابی اپارت علائم گنج یابی در ایران باشگاه گنج یابی ایران گنج یابی با گوشی گنج يابي بدون دستگاه گنج یابی با شاقول گنج یابی با دعا گنج یابی لاک پشت در گنج یابی پله نشانه چیست گنج یابی با جی پی اس پکیج گنج یابی پکیچ گنج یابی گنج یابی تلگرام گنج یابی توسط ماهواره گنج یابی تپه ها گنج یابی تپه کانال گنج یابی تلگرام گروه گنج یابی تلگرام گنج یابی در تلگرام کانالهای گنج یابی تلگرام دستگاه گنج یابی تصویری کانال گنج یابی در تلگرام گنج یابی جوغن گنج یابی با جیوه جرم گنج یابی گنج یابی با جن گنج یابی در جنگل گنج یابی سوالات جدبد کتاب گنج یابی ازسایت جارجی گنج یابی با چوب گنج یابی در چاه گنج یابی با چوب انار گنج یابی کنار چشمه چگونه گنج یابی کنیم چگونگی گنج یابی گنج یابی با دو تکه چوب گنج یابی حرفه ای حوادث گنج یابی گنج یابی با حیوانات حکم گنج یابی گنج یابی زیر خاکی خطرات گنج یابی خاطرات گنج یابی گنج یابی در خوزستان گنج یابی و زیر خاکی خرید گنج یابی گنج یابی در غار گنج یابی در کوهستان گنج یابی در لرستان گنج یابی در خواب گنج یابی در مازندران گنج یابی در غارها گنج یابی در کوه گنج یابی در قدیم جوغن در گنج یابی علامت ضربدر در گنج یابی انواع جوغن در گنج یابی علامت شتر در گنج یابی علامت قلب در گنج یابی نشانه فیل در گنج یابی علامت مار در گنج یابی علامت ماهی در گنج یابی نشانه ماهی در گنج یابی علامت فیل در گنج یابی گنج یابی رایگان کتاب گنج یابی رایگان گنج يابي به روش علمي دانلود کتاب گنج یابی رایگان دانلود کتابهای گنج یابی رایگان راهنمای گنج یابی روش گنج یابی رموز گنج یابی گنج یابی ساده گنج یابی سایت روش گنج یابی سنتی سایتهای گنج یابی سایت گنج یابی فرید باقری گنج یابی با سیم مسی سوالات گنج یابی گنج یابی شمشیر گنج یابی شتر شاقول گنج یابی شتر در گنج یابی سایت گنج یابی مهدی شریفی شاغول گنج یابی شرایط گنج یابی شیادان گنج یابی گنج یابی علامت ضربدر طلسم گنج یابی طریقه گنج یابی طلسمات گنج یابی گنج یابی علی عزیزیان گنج یابی علمی گنج یابی عزیزیان گنج یابی عقرب گنج يابي وكشف عتيقه ها گنج یابی به صورت علمی گنج یابی غار گنج یابی با علوم غریبه گنج یابی فرید باقری گنج یابی فیلم گنج یابی با فرید باقری باشگاه گنج یابی فرید باقری فنون گنج یابی گنج یابی با فلزیاب فیلمهای گنج یابی فروم گنج یابی فال گنج یابی گنج یابی قانونی گنج یابی قبر گنج یابی قلب گنج یابی قدیمی روش گنج یابی قدیمی گنج یابی در قلعه روشهای گنج یابی در قدیم قوانین گنج یابی قانون گنج یابی گنج یابی کانال تلگرام گنج یابی کشف عتیقه کتاب گنج یابی کتابهای گنج یابی کارشناس گنج یابی کلیپ گنج یابی گنج یابی در گذشته گنج گنج یابی گنج یابی با گوگل ارث گنج یابی در گیلان گروه گنج یابی در تلگرام گروه گنج یابی گنج یابی لاکپشت گنج یابی لرستان لوازم گنج یابی لباس گنج یابی گنج یابی ماهواره ای گنج یابی مار گنج یابی مدرن گنج يابي با موبايل مجازات گنج یابی گنج یابی نشانه ها گنج یابی ناصریا گنج یابی نشان دایره نشانهای گنج یابی نشانه گنج یابی نحوه گنج یابی نسخه گنج یابی نقشه گنج یابی قبر در گنج یابی نشانه چیست مار در گنج یابی نشانه چیست گنج یابی ودفینه یابی گنج یابی وکشف عتیقه گنج یابی وعتیقه گنج یابی وکشف عتیقه ها انجمن پارسیان گنج یابی ونشانه ها گنج و گنج یابی وسایل گنج یابی دفینه و گنج یابی گنج های یابی گنج یابی با هیپنوتیزم گنج یابی در همدان گنج یابی در تپه ها برنامه ی گنج یابی طریقه ی گنج یابی دانلود برنامه ی گنج یابی
خانه / زناشویی / دعاى جوشن کبير

دعاى جوشن کبير

این دعا(1) را امام زین العابدین(علیه السلام) از پدر بزرگوارش از جدّش از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) نقل کرده است. درباره شأن ورود این دعا آمده است: در یکى از جنگ ها، رسول خدا(صلى الله علیه وآله) زره و جوشن سنگینى بر تن داشت که سبب آزار آن حضرت مى شد، پیامبر(صلى الله علیه وآله) به درگاه خدا دعا کرد تا آن که جبرئیل نازل شد و گفت: خداوند به تو سلام مى رساند و مى فرماید: این زره سنگین را از تن خارج ساز و در عوض، این دعا را بخوان که براى تو و امّت تو، امان و حرزى خواهد بود. آنگاه فضیلت هاى فراوانى را در عظمت این دعا نقل کرده است، از جمله اینکه:
هر کس آن را بخواند و از منزل خارج شود و یا آن را همراه خویش داشته باشد (و در روح خود پیاده کند) اهل بهشت است و خداوند توفیق انجام اعمال صالح را به وى عنایت مى کند. این دعا براى درمان بیمارى هاى سخت و کسب پاداش هاى فراوان معنوى مفید است.
امام حسین(علیه السلام) فرمود: پدرم مرا به حفظ و بزرگداشت این دعا سفارش کرد و به من فرمود: این دعا را بر کفنش بنویسم و آن را به خانواده ام تعلیم دهم و آنان را نسبت به خواندن این دعا ترغیب نمایم.(2)
چند نکته:
1- نوشتن این دعا بر روى کفن – همان گونه که از روایت برمى آید – مستحب است; مرحوم «علاّمه بحرالعلوم» نیز در شعر خود بدان اشاره کرده است:
و سُنَّ ان یُکْتب بالأکفان
شهادة الاسلام و الایمان
و هکذا کتابة القرآن
و الجوشن المنعوت بالأمان
یعنى: «نوشتن این امور بر روى کفن سنّت است: شهادت به اسلام و ایمان (ولایت) و همچنین نوشتن آیات قرآن و دعاى جوشن که امانى است از عذاب».
2- مرحوم «علاّمه مجلسى» در کتاب «زاد المعاد» این دعا را از اعمال شبهاى قدر دانسته است(3) و از روایات استفاده مى شود، سه بار یا حدّاقل یک بار در ماه مبارک رمضان آن را بخوانند.(4)
3- گرچه معروف است که این دعا، صد فصل دارد و هر فصل آن، شامل ده اسم از اسماى الهى است که مجموعاً یک هزار اسم از اسماى پرمعناى خداوند است; ولى با دقت روشن مى شود که یک هزار و یک اسم مى باشد، زیرا بند 55 مشتمل بر 11 اسم الهى است.
بهر حال، در پایان هر فصل به خداوند متعال از عذاب دوزخ پناه مى بریم و مى گوییم: «سُبْحانَکَ یا لا اِلـهَ اِلاَّ اَنْتَ، اَلْغَوْثَ، اَلْغَوْثَ، خَلِّصْنا مِنَ النّارِ یا رَبِّ».
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
به نام خداوند بخشنده مهربان
(1) اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ یا اَللهُ یا رَحْمنُ، یا رَحیمُ یا کَریمُ،
(1) خدایا از تو مى خواهم به حق نامت اى خدا اى بخشاینده اى مهربان اى بزرگوار
یا مُقیمُ یا عَظیمُ، یا قَدیمُ یا عَلیمُ، یا حَلیمُ یا حَکیمُ،
اى برپا دارنده اى بزرگ اى قدیم اى دانا اى بردبار اى فرزانه
سُبْحانَکَ یا لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ، اَلْغَوْثَ، اَلْغَوْثَ، خَلِّصْنا مِنَ النّارِ یا رَبِّ
منزهى تو اى که معبودى جز تو نیست فریاد فریاد بِرَهان ما را از آتش اى پروردگار من
(2) یا سَیِّدَ السّاداتِ، یا مُجیبَ الدَّعَواتِ، یا رافِعَ الدَّرَجاتِ،
(2) اى آقاى آقایان اى اجابت کننده دعاها اى بالا برنده مرتبه ها
یا وَلِىَّ الْحَسَناتِ، یا غافِرَ الْخَطیئآتِ، یا مُعْطِىَ الْمَسْئَلاتِ،
اى صاحب هر نیکى اى آمرزنده گناهان اى دهنده خواسته ها
یا قابِلَ التَّوْباتِ، یا سامِعَ الاَْصْواتِ، یا عالِمَ الْخَفِیّاتِ، یا دافِعَ الْبَلِیّاتِ
اى پذیرنده توبه ها اى شنونده صداها اى داناى اسرار پنهانى اى برطرف کننده بلاها
(3) یا خَیْرَ الْغافِرینَ، یا خَیْرَ الْفاتِحینَ، یا خَیْرَ النّاصِرینَ،
(3) اى بهترین آمرزندگان اى بهترین گشایندگان اى بهترین یاران
یا خَیْرَ الْحاکِمینَ، یا خَیْرَ الرّازِقینَ، یا خَیْرَ الْوارِثینَ،
اى بهترین حاکمان اى بهترین روزى دهان اى بهترین ارث بران
یا خَیْرَ الْحامِدینَ،یا خَیْرَ الذّاکِرینَ،یا خَیْرَ الْمُنْزِلینَ، یا خَیْرَ الْمُحْسِنینَ
اى بهترین ستایشگران اى بهترین یادکنندگان اى بهترین فرو فرستندگان اى بهترین احسان کنندگان
(4) یا مَنْ لَهُ الْعِزَّةُ وَالْجَمالُ، یا مَنْ لَهُ الْقُدْرَةُ وَالْکَمالُ، یا مَنْ لَهُ الْمُلْکُ وَالْجَلالُ،
(4) اى که عزت و زیبایى از آن اوست اى که نیرو و کمال از آن اوست اى که پادشاهى و جلال از آن اوست
یا مَنْ هُوَ الْکَبیرُ الْمُتَعالُِ،یا مُنْشِىءَ السَّحابِ الثِّقالِ، یا مَنْ هُوَ شَدیدُ الْمِحالِ،
اى که بزرگ و برتر اوست اى پدید آرنده ابرهاى سنگین اى که او سخت کیفر (یا سخت نیرو) است
یا مَنْ هُوَ سَریعُ الْحِسابِ،یا مَنْ هُوَ شَدیدُ الْعِقابِ،
اى که او در حساب کشیدن سریع است اى که او در کیفر سخت است اى که
یا مَنْ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوابِ،یا مَنْ عِنْدَهُ اُمُّ الْکِتابِ
پاداش خوب نزد اوست اى که نزد اوست مایه و اصل کتابها
(5) اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ یا حَنّانُ یا مَنّانُ، یا دَیّانُ یا بُرْهانُ،
(5) خدایا از تو مى خواهم بحق نامت اى مهر پیشه اى نعمت بخش اى پاداش دهنده اى دلیل و راهنما
یا سُلْطانُ یا رِضْوانُ، یا غُفْرانُ یا سُبْحانُ، یا مُسْتَعانُ یا ذَاالْمَنِّ وَالْبَیانِ
اى سلطان اى خشنود اى آمرزنده اى منزه اى یاور اى صاحب نعمت و بیان
(6) یا مَنْ تَواضَعَ کُلُّ شَىْء لِعَظَمَتِهِ، یا مَنِ اسْتَسْلَمَ کُلُّ شَىْء لِقُدْرَتِهِ،
(6) اى که هر چیزى دربرابر عظمتش فروتن گشته اى که هر چیز در برابر قدرتش تسلیم گردیده
یا مَنْ ذَلَّ کُلُّ شَىْء لِعِزَّتِهِ، یا مَنْ خَضَعَ کُلُّ شَىْء لِهَیْبَتِهِ،
اى که هر چیزى در برابر عزت و شوکتش خوارگشته اى که هر چیز در برابر هیبتش خاضع گردیده
یا مَنِ انْقادَ کُلُّ شَىْء مِنْ خَشْیَتِهِ، یا مَنْ تَشَقَّقَتِ الْجِبالُ مِنْ مَخافَتِهِ،
اى که هر چیزى از ترس او فرمانبردار و مطیعش گردیده اى که کوهها از هراسش از هم شکافته
یا مَنْ قامَتِ السَّمواتُ بِاَمْرِهِ، یا مَنِ اسْتَقَرَّتِ الاَْرَضُونَ بِاِذْنِهِ،
اى که به امر او آسمانها برپا گشته اى که زمینها به اذن او در جاى خود
یا مَنْ یُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ، یا مَنْ لا یَعْتَدى عَلى اَهْلِ مَمْلَکَتِهِ
مستقر گشته اى که رعد به ستایش او غرِّش زند اى که بر اهل کشور خود ستم نکند
(7) یا غافِرَ الْخَطایا، یا کاشِفَ الْبَلایا، یا مُنْتَهَى الرَّجایا،
(7) اى آمرزنده خطاها اى برطرف کننده بلاها اى منتهاى امیدها
یا مُجْزِلَ الْعَطایا، یا واهِبَ الْهَدایا، یا رازِقَ الْبَرایا،
اى دهنده بزرگ عطاها اى بخشنده هدیه ها اى روزى ده بنده ها
یا قاضِىَ الْمَنایا، یا سامِعَ الشَّکایا، یا باعِثَ الْبَرایا، یا مُطْلِقَ الاُْسارى
اى برآورنده آرزوها اى شنونده شکایتها اى برانگیزنده مردمان اى رهاننده اسیران
(8)یاذَا الْحَمْدِ وَ الثَّنآءِ، یا ذَاالْفَخْرِ وَاْلبَهآءِ، یا ذَا الْمَجْدِ وَالسَّنآءِ،
(8) اى صاحب ستایش و ثنا اى داراى فخر و زیبایى اى صاحب مجد و بزرگى
یا ذَا الْعَهْدِ وَ الْوَفآءِ، یا ذَا الْعَفْوِ وَالرِّضآءِ، یا ذَا الْمَنِّ وَالْعَطآءِ،
اى صاحب عهد و وفا اى داراى گذشت و رضا اى دارنده نعمت و عطا
یا ذَا الْفَصْلِ وَالْقَضآءِ، یا ذَا الْعِزِّ وَالْبَقآءِ، یا ذَا الْجُودِ وَالسَّخآءِ، یا ذَا الاْلاءِ وَالنَّعْمآءِ
اى که در دست توست فصل خصومات و داورى اى داراى عزت و پایندگى اى صاحب جود و بخشش اى صاحب دهشها و نعمت ها
(9) اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ یا مانِعُ یا دافِعُ، یا رافِعُ یا صانِعُ،
(9) خدایا از تو مى خواهم به حق نامت اى مانع اى برطرف کننده اى بالا برنده اى سازنده
یا نافِعُ یا سامِعُ، یا جامِعُ یا شافِعُ، یا واسِعُ یا مُوسِعُ
اى سود رسان اى شنوا اى گردآورنده اى شفاعت پذیر اى فراخ رحمت اى وسعت بخش
(10) یا صانِعَ کُلِّ مَصْنُوع، یا خالِقَ کُلِّ مَخْلُوق، یا رازِقَ کُلِّ مَرْزُوق،
(10) اى سازنده هر ساخته اى آفریننده هر آفریده اى روزى ده هر روزى خور
یا مالِکَ کُلِّ مَمْلُوک، یا کاشِفَ کُلِّ مَکْرُوب، یا فارِجَ کُلِّ مَهْمُوم،
اى مالک هر مملوک اى غمزداى هر غمزده اى دلگشاى هر اندوهگین
یا راحِمَ کُلِّ مَرْحُوم، یا ناصِرَ کُلِّ مَخْذُول، یا ساتِرَ کُلِّ مَعْیُوب، یا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُود
اى رحمت بخش هر رحمت خواه اى یاور هر بى یاور اى عیب پوش هر معیوب اى پناه هر آواره
(11) یا عُدَّتى عِنْدَ شِدَّتى، یا رَجآئى عِنْدَ مُصیبَتى، یا مُونِسى عِنْدَ وَحْشَتى،
(11) اى ذخیره هنگام سختى من اى امید من در برابر پیش آمدهاى ناگوار اى همدم من هنگام ترس و وحشت
یا صاحِبى عِنْدَ غُرْبَتى، یا وَلِیّى عِنْدَ نِعْمَتى، یا غِیاثى عِنْدَ کُرْبَتى،
اى رفیق من در غربتم اى صاحب اختیار من در نعمتم اى فریادرس من در غم و اندوه
یا دَلیلى عِنْدَ حَیْرَتى، یا غَنآئى عِنْدَ افْتِقارى،
اى دلیل و راهنمایم هنگام سرگردانى اى توانگرى من هنگام ندارى
یا مَلْجَأى عِنْدَ اضْطِرارى، یا مُعینى عِنْدَ مَفْزَعى
اى پناه من هنگام درماندگى اى کمک کارم در بیچارگى و پریشانى
(12) یا عَلاّمَ الْغُیُوبِ، یا غَفّارَ الذُّنُوبِ، یا سَتّارَ الْعُیُوبِ،
(12) اى بخوبى داناى بر هر نادیدنى اى بسیار آمرزنده گناهان اى پرده پوش بر عیوب بندگان
یا کاشِفَ الْکُرُوبِ، یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ، یا طَبیبَ الْقُلُوبِ،
اى غمزداى غمها اى گرداننده دلها اى طبیب دلها
یا مُنَوِّرَ الْقُلُوبِ، یا اَنیسَ الْقُلُوبِ، یا مُفَرِّجَ الْهُمُومِ، یا مُنَفِّسَ الْغُمُومِ،
اى نوربخش دلها اى همدم دلها اى زداینده اندوهها اى غمگشاى غمها
(13) اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِاْسمِکَ یا جَلیلُ یا جَمیلُ، یا وَکیلُ یا کَفیلُ،
(13) خدایا از تو مى خواهم به حق نامت اى بزرگوار اى زیبا اى کارگزار اى عهده دار
یا دَلیلُ یا قَبیلُ، یا مُدیلُ یا مُنیلُ، یا مُقیلُ یا مُحیلُ
اى راهنما اى پذیرنده اى دولت دهنده اى عطا بخشنده اى درگذرنده اى نیرودهنده (تغییر دهنده)
(14) یا دَلیلَ الْمُتَحَیِّرینَ، یا غِیاثَ الْمُسْتَغیثینَ، یا صَریخَ الْمُسْتَصْرِخینَ،
(14) اى راهنماى سرگردانان اى فریادرس فریادخواهان اى دادرس دادخواهان
یا جارَ الْمُسْتَجیرینَ، یا اَمانَ الْخآئِفینَ، یا عَوْنَ الْمُؤْمِنینَ، یا راحِمَ الْمَساکینَ،
اى پناه پناه جویان اى امان بخش ترسناکان اى کمک مؤمنان اى رحم کننده مسکینان
یا مَلْجَأَ الْعاصینَ،یا غافِرَ الْمُذْنِبینَ، یا مُجیبَ دَعْوَةِ الْمُضْطَرّینَ
اى پناه عاصیان اى آمرزنده گناهکاران اى اجابت کننده دعاى درماندگان
(15) یا ذَا الْجُودِ وَالاِْحْسانِ، یا ذَا الْفَضْلِ وَالاِْمْتِنانِ، یا ذَا الاَْمْنِ وَالاَْمانِ،
(15) اى داراى بخشندگى و احسان اى صاحب فضل و نعمت اى مایه امن و امان
یا ذَاالْقُدْسِ وَالسُّبْحانِ،یا ذَاالْحِکْمَةِ وَالْبَیانِ، یا ذَا الرَّحْمَةِ وَالرِّضْوانِ،
اى داراى پاکى و پاکیزگى اى صاحب فرزانگى و بیان اى صاحب رحمت و خشنودى
یاذَا الْحُجَّةِ وَالْبُرْهانِ، یا ذَا الْعَظَمَةِ وَالسُّلْطانِ،
اى داراى حجت و دلیل و برهان اى خداوند عظمت و سلطنت
یا ذَا الرَّأْفَةِ وَالْمُسْتَعانِ، یا ذَا العَفْوِ وَالْغُفْرانِ
اى دارنده رأفت و اى یاور بندگان اى صاحب بخشندگى و آمرزش
(16) یا مَنْ هُوَ رَبُّ کُلِّ شَىْء، یا مَنْ هُوَ اِلـهُ کُلِّ شَىْء،
(16) اى که پروردگار هر چیز اوست اى که معبود هر چیز اوست
یا مَنْ هُوَ صانِعُ کُلِّ شَىْء، یا مَنْ هُوَ خالِقُ کُلِّ شَىْء،
اى که سازنده هر چیز او است اى که آفریننده هر چیز اوست
یا مَنْ هُوَ قَبْلَ کُلِّ شَىْء، یا مَنْ هُوَ بَعْدَ کُلِّ شَىْء،
اى که او پیش از هر چیز بوده و اى که او پس از هر چیز خواهد بود
یا مَنْ هُوَ فَوْقَ کُلِّ شَىْء، یا مَنْ هُوَ عالِمٌ بِکُلِّ شَىْء،
اى که او برتر از هر چیز است اى که او به هر چیز داناست
یا مَنْ هُوَ قادِرٌ عَلى کُلِّ شَىْء، یا مَنْ هُوَ یَبْقى وَیَفْنى کُلُّ شَىْء
اى که او به هر چیزى تواناست اى که تنها او بماند و هر چیز دیگر فانى گردد
(17) اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ یا مُؤْمِنُ یا مُهَیْمِنُ، یا مُکَوِّنُ یا مُلَقِّنُ،
(17) خدایا از تو مى خواهم بحق نامت اى امان ده اى مسلط بر هر چیز اى وجود آرنده اى یاد دهنده
یا مُبَیِّنُ یا مُهَوِّنُ، یا مُمَکِّنُ یا مُزَیِّنُ، یامُعْلِنُ یا مُقَسِّمُ
اى آشکار کننده اى آسان کننده اى امکان ده در کارها اى زیوربخش اى آشکار کننده اى تقسیم کننده
(18) یا مَنْ هُوَ فى مُلْکِهِ مُقیمٌ، یا مَنْ هُوَ فى سُلْطانِهِ قَدیمٌ،
(18)اى که در فرمانروایى پابرجاست اى که در سلطنت و پادشاهیش قدیم و دیرینه است
یا مَنْ هُو فى جَلالِهِ عَظیمٌ، یا مَنْ هُوَ عَلى عِبادِهِ رَحیمٌ،
اى که در جلالت و شوکت بزرگى اى که بر بندگان خویش مهربانى
یا مَنْ هُوَ بِکُلِّ شَىْء عَلیمٌ، یا مَنْ هُوَ بِمَنْ عَصاهُ حَلیمٌ،
اى که به هر چیز دانایى اى که نسبت به نافرمان خودبردبارى
یا مَنْ هُوَ بِمَنْ رَجاهُ کَریمٌ، یا مَنْ هُوَ فى صُنْعِهِ حَکیمٌ،
اى که به امیدوار خود بخشنده و بزرگوارى اى که در آفرینش و ساختنت فرزانه اى (یا محکم کارى)
یا مَنْ هُوَ فى حِکْمَتِهِ لَطیفٌ،یامَنْ هُوَ فى لُطْفِهِ قَدیمٌ
اى که در عین فرزانگى (یا محکم کارى) مهربانى (یا نرمکارى) اى که در لطف خود دیرینه اى
(19) یا مَنْ لایُرْجى اِلاَّ فَضْلُهُ، یا مَنْ لا یُسْئَلُ اِلاَّ عَفْوُهُ،
(19) اى که امیدى نیست جز به نیکى او اى که درخواست نشود جز گذشتش
یا مَنْ لایُنْظَرُ اِلاَّ بِرُّهُ، یا مَنْ لا یُخافُ اِلاَّ عَدْلُهُ،
اى که چشم داشتى نیست جز به نیکى او اى که ترسى نیست جز از عدل او
یا مَنْ لا یَدُومُ اِلاَّ مُلْکُهُ، یا مَنْ لا سُلْطانَ اِلاَّ سُلْطانُهُ،
اى که جاوید نمى ماند جز فرمانروایى و ملک او اى که سلطنت و قدرتى نیست جز سلطنت او
یا مَنْ وَسِعَتْ کُلَّ شَىْء رَحْمَتُهُ،یا مَنْ سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ غَضَبَهُ،
اى که رحمتش همه چیز را فرا گرفته اى که رحمتش بر خشمش پیشى جسته
یا مَنْ اَحاطَ بِکُلِّ شَىْء عِلْمُهُ، یا مَنْ لَیْسَ اَحَدٌ مِثْلَهُ
اى که علمش بر همه چیز احاطه کرده اى که مانندش هیچ کس نخواهد بود
(20) یا فارِجَ الْهَمِّ، یا کاشِفَ الْغَمِّ، یا غافِرَ الذَّنْبِ، یا قابِلَ التَّوْبِ، یا خالِقَ الْخَلْقِ،
(20) اى دلگشاى اندوه اى غمزداى اى آمرزنده گناه اى توبه پذیر اى آفریننده
یا صادِقَ الْوَعْدِ، یا مُوفِىَ الْعَهْدِ، یا عالِمَ السِّرِّ، یا فالِقَ الْحَبِّ، یارازِقَ الاَْنامِ
اى راست وعده اى وفادار پیمان اى داناى اسرار نهان اى شکافنده دانه اى روزى ده بندگان
(21) اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ یا عَلِىُّ یا وَفِىُّ، یا غَنِىُّ یا مَلِىُّ،
(21) خدایا از تو خواهم به حق نامت اى والا اى با وفا اى توانگر اى بى نیاز مطلق
یا حَفِىُّ یا رَضِىُّ، یا زَکِىُّ یا بَدِىُّ، یا قَوِىُّ یا وَلِىُّ
اى مهربان اى پسندیده (یا دوستدار) اى پاکیزه اى پدید آرنده اى نیرومند اى سرپرست
(22) یا مَنْ اَظْهَرَ الْجَمیلَ، یا مَنْ سَتَرَ الْقَبیحَ، یا مَنْ لَمْ یُؤاخِذْ بِالْجَریرَةِ،
(22) اى که کار نیک را آشکار کنى و اى که کار زشت را پنهان کنى اى که کسى را به گناه نگیرى
یا مَنْ لَمْ یَهْتِکِ السِّتْرَ، یا عَظیمَ الْعَفْوِ، یا حَسَنَ التَّجاوُزِ، یا واسِعَ الْمَغْفِرَةِ،
اى که پرده کس ندرى اى بزرگ گذشت اى نیکو درگذر اى پهناور آمرزش
یا باسِطَ الْیَدَیْنِ بِالرَّحْمَةِ، یا صاحِبَ کُلِّ نَجْوى، یا مُنْتَهى کُلِّ شَکْوى
اى گشاده دو دست (فضلش) به رحمت اى مطلع از سخن سرى و راز اى منتهاى هر شکایت
(23) یا ذَا النِّعْمَةِ السّابِغَةِ، یا ذَا الرَّحْمَةِ الْواسِعَةِ، یا ذَاالْمِنَّةِ السّابِقَةِ،
(23) اى صاحب نعمت فراوان و اى داراى رحمت پهناور اى صاحب احسان پیشین
یا ذَا الْحِکْمَةِ الْبالِغَةِ، یا ذَا الْقُدْرَةِ الْکامِلَةِ، یا ذَا الْحُجَّةِ الْقاطِعَةِ،
اى داراى حکمت رسا اى داراى نیروى کامل اى صاحب برهان و دلیل قاطع و برنده
یا ذَا الْکَرامَةِ الظّاهِرَةِ، یا ذَا الْعِزَّةِ الدّآئِمَةِ، یا ذَا الْقُوَّةِ الْمَتینَةِ، یا ذَاالْعَظَمَةِ الْمَنیعَةِ
اى صاحب بزرگوارى هویدا اى صاحب عزت جاویدان اى صاحب نیروى محکم اى داراى عظمت ارجمند
(24) یا بَدیعَ السَّمواتِ،یا جاعِلَ الظُّلُماتِ،یا راحِمَ الْعَبَراتِ،
(24) اى پدید آرنده آسمانها اى قرار دهنده تاریکیها اى ترحم کننده به اشکهاى دیده ها
یا مُقیلَ الْعَثَراتِ، یا ساتِرَ الْعَوْراتِ، یا مُحْیِىَ الاَْمْواتِ،
اى درگذرنده لغزشها اى پرده پوش بر عیبها اى زنده کننده مردگان
یا مُنْزِلَ الاْیاتِ، یا مُضَعِّفَ الْحَسَناتِ، یا ماحِىَ السَّیِّئاتِ، یا شَدیدَ النَّقِماتِ
اى فرو فرستنده آیات اى دو چندان کن حسنات اى محو کننده بدیها اى سخت گیرنده انتقامها
(25) اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ یا مُصَوِّرُ یا مُقَدِّرُ، یا مُدَبِّرُ یا مُطَهِّرُ،
(25) خدایا از تو مى خواهم به حق نامت اى صورت آفرین اى اندازه گیر اى تدبیر کننده اى پاک کننده
یا مُنَوِّرُ یا مُیَسِّرُ، یا مُبَشِّرُ یا مُنْذِرُ، یا مُقَدِّمُ یا مُؤَخِّرُ
اى روشنى بخش اى آسان کننده اى مژده ده اى بیم ده اى پیش انداز اى پس انداز
(26) یا رَبَّ الْبَیْتِ الْحَرامِ، یا رَبَّ الشَّهْرِ الْحَرامِ، یا رَبَّ الْبَلَدِ الْحَرامِ،
(26) اى پروردگار خانه محترم (کعبه) اى پروردگار ماه حرام اى پروردگار شهر محترم (مکه)
یا رَبَّ الرُّکْنِ وَالْمَقامِ، یا رَبَّ الْمَشْعَرِ الْحَرامِ، یا رَبَّ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ،
اى پروردگار رکن و مقام اى پروردگار مشعرالحرام اى پروردگار مسجد الحرام
یا رَبَّ الْحِلِّ وَالْحَرامِ،یا رَبَّ النُّورِ وَالظَّلامِ،
اى پروردگار قسمت حل و حرم (در سرزمین حجاز) اى پروردگار روشنى و تاریکى
یا رَبَّ التَّحِیَّةِ وَالسَّلامِ، یارَبَّ الْقُدْرَةِ فِى الاَْنامِ
اى پروردگار تحیّت و درود اى پروردگار نیرو در خلق
(27) یا اَحْکَمَ الْحاکِمینَ، یا اَعْدَلَ الْعادِلینَ، یا اَصْدَقَ الصّادِقینَ،
(27) اى داورترین داوران اى دادرس ترین دادگران اى راستگوترین راستگویان
یا اَطْهَرَ الطّاهِرینَ، یا اَحْسَنَ الْخالِقینَ، یا اَسْرَعَ الْحاسِبینَ،
اى پاکیزه ترین پاکان اى بهترین آفرینندگان اى سریعترین حساب رسان
یا اَسْمَعَ السّامِعینَ، یا اَبْصَرَ النّاظِرینَ، یا اَشْفَعَ الشّافِعینَ، یا اَکْرَمَ الاَْکْرَمینَ
اى شنواترین شنوایان اى بیناترین بینندگان اى بهترین شفیعان اى بزرگوارترین کریمان
(28) یا عِمادَ مَنْ لاعِمادَ لَهُ، یا سَنَدَ مَنْ لا سَنَدَ لَهُ، یاذُخْرَ مَنْ لا ذُخْرَ لَهُ،
(28) اى پشتیبان کسى که پشتیبان ندارد اى پشتوانه آن کس که پشتوانه ندارد اى ذخیره آن کس که ذخیره ندارد
یا حِرْزَ مَنْ لا حِرْزَ لَهُ، یا غِیاثَ مَنْ لا غِیاثَ لَهُ، یا فَخْرَ مَنْ لا فَخْرَ لَهُ،
اى پناه آن کس که پناهى ندارد اى فریادرس آن کس که فریادرس ندارد اى افتخار آن کس که مایه افتخارى ندارد
یا عِزَّ مَنْ لا عِزَّ لَهُ، یا مُعینَ مَنْ لا مُعینَ لَهُ،
اى عزت آن کس که عزتى ندارد اى کمک آن کس که کمکى ندارد
یا اَنیسَ مَنْ لا اَنیسَ لَهُ، یا اَمانَ مَنْ لا اَمانَ لَهُ
اى همدم آن کس که همدمى ندارد اى امان بخش آن کس که امانى ندارد
(29) اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ یا عاصِمُ یا قائِمُ، یا دآئِمُ یا راحِمُ،
(29) خدایا از تو مى خواهم به حق نامت اى نگهدار اى پابرجا اى جاویدان اى رحم کننده
یا سالِمُ یا حاکِمُ، یا عالِمُ یا قاسِمُ، یا قابِضُ یا باسِطُ
اى سلامت بخش اى حاکم اى دانا اى تقسیم کننده اى تنگ گیر اى گشایش بخش
(30) یا عاصِمَ مَنِ اسْتَعْصَمَهُ، یا راحِمَ مَنِ اسْتَرْحَمَهُ،
(30) اى نگهدار کسى که نگهداریش خواهد اى رحم کننده کسى که ترحمش خواهد
یا غافِرَ مَنِ اسْتَغْفَرَهُ، یا ناصِرَ مَنِ اسْتَنْصَرَهُ،
اى آمرزنده کسى که از او آمرزش خواهد اى یاور کسى که از او یارى طلبد
یا حافِظَ مَنِ اسْتَحْفَظَهُ، یا مُکْرِمَ مَنِ اسْتَکْرَمَهُ،
اى نگهدار کسى که از او نگهدارى خواهد، اى اکرام کننده کسى که از او بزرگوارى خواهد 
یا مُرْشِدَ مَنِ اسْتَرْشَدَهُ، یا صَریخَ مَنِ اسْتَصْرَخَهُ،
اى راهنماى کسى که از او ره جوید اى دادرس کسى که از او دادرسى خواهد
یا مُعینَ مَنِ اسْتَعانَهُ، یا مُغیثَ مَنِ اسْتَغاثَهُ
اى کمک کار کسى که کمکش خواهد اى فریادرس کسى که به فریادرسیش خواند
(31) یا عَزیزاً لا یُضامُ، یا لَطیفاً لا یُرامُ، یا قَیُّوماً لا یَنامُ،
(31) اى عزیزى که ذلت نپذیرد اى لطیفى که دست انداز کسى واقع نگردد اى پاینده اى که خواب ندارد
یا دائِماً لا یَفُوتُ، یا حَیّاً لایَمُوتُ، یا مَلِکاً لا یَزُولُ،
اى جاویدانى که از دست نرود اى زنده اى که نمیرد اى پادشاهى که سلطنتش زوال ندارد
یا باقِیاً لا یَفْنى، یا عالِماً لا یَجْهَلُ، یا صَمَداً لا یُطْعَمُ، یا قَوِیّاً لایَضْعُفُ
اى ماندگارى که نیستى ندارد اى دانایى که نادانى ندارد اى بى نیازى که خوراک نخواهد اى نیرومندى که سستى نپذیرد
(32) اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ یا اَحَدُ یا واحِدُ، یا شاهِدُ یا ماجِدُ،
(32) خدایا از تو خواهم به حق نامت اى یکتا اى یگانه اى گواه اى بزرگوار
یا حامِدُ یا راشِدُ، یا باعِثُ یا وارِثُ، یا ضآرُّ یا نافِعُ
اى ستوده اى رهنما اى برانگیزنده اى ارث برنده اى زیان بخش اى سودرسان
(33) یا اَعْظَمَ مِنْ کُلِّ عَظیم، یا اَکْرَمَ مِنْ کُلِّ کَریم، یا اَرْحَمَ مِنْ کُلِّ رَحیم،
(33) اى بزرگتر از هر بزرگى اى بزرگوارتر از هر بزرگوارى اى مهربانتر از هر مهربان
یا اَعْلَمَ مِنْ کُلِّ عَلیم، یا اَحْکَمَ مِنْ کُلِّ حَکیم، یا اَقْدَمَ مِنْ کُلِّ قَدیم،
اى داناتر ازهر دانا اى فرزانه تر از هر فرزانه اى جلوتر از هر قدیمى
یا اَکْبَرَ مِنْ کُلِّ کَبیر، یا اَلْطَفَ مِنْ کُلِّ لَطیف،
اى بزرگتر از هر بزرگ اى با لطف تر از هر لطف دارى
یا اَجَلَّ مِن کُلِّ جَلیل، یا اَعَزَّ مِنْ کُلِّ عَزیز
 اى والاتر از هر والایى اى عزیزتر از هر عزیزى 
(34) یا کَریمَ الصَّفْحِ، یا عَظیمَ الْمَنِّ، یا کَثیرَ الْخَیْرِ،
(34) اى بزرگوار چشم پوش اى بزرگ نعمت بخش اى پر خیر
یا قَدیمَ الْفَضْلِ،یا دآئِمَ اللُّطْفِ، یا لَطیفَ الصُّنْعِ،
اى دیرینه بخشش اى جاوید لطف اى دقیق صنعت
یا مُنَفِّسَ الْکَرْبِ، یا کاشِفَ الضُّرِّ، یا مالِکَ الْمُلْکِ، یا قاضِىَ الْحَقِّ
اى زداینده اندوه اى برطرف کننده گرفتارى اى فرمانرواى عالم هستى اى حاکم بر حق
(35) یا مَنْ هُوَ فى عَهْدِهِ وَفِىٌّ، یا مَنْ هُوَ فى وَفآئِهِ قَوِىٌّ،
(35) اى که در پیمانش وفادار است اى که در وفا کردن به پیمانش نیرومند است
یا مَنْ هُوَ فى قُوَّتِهِ عَلِىٌّ، یا مَنْ هُوَ فى عُلُوِّهِ قَریبٌ،
اى که در نیرومندیش بلند مرتبه است اى که در عین بلند مرتبه اى نزدیک است
یا مَنْ هُوَ فى قُرْبِهِ لَطیفٌ، یا مَنْ هُوَ فى لُطْفِهِ شَریفٌ،
اى که در عین نزدیکى دقیق است اى که در عین دقت بزرگوار است
یا مَنْ هُوَ فى شَرَفِهِ عَزیزٌ، یا مَنْ هُوَ فى عِزِّهِ عَظیمٌ،
اى که در عین بزرگوارى با عزت است اى که در عین عزت با عظمت است
یا مَنْ هُوَ فى عَظَمَتِهِ مَجیدٌ، یا مَنْ هُوَ فى مَجْدِهِ حَمیدٌ
اى که در عین عظمتش برجسته است اى که در عین برجستگى ستوده است
(36) اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ یا کافى یا شافى، یا وافى یا مُعافى،
(36) خدایا از تو خواهم به حق نامت اى کفایت کننده اى شفا دهنده اى وفادار اى تندرستى بخش
یا هادى یا داعى، یا قاضى یا راضى، یا عالى یا باقى
اى رهنما اى خواننده اى داور اى راضى اى والا مرتبه اى باقى
(37) یا مَنْ کُلُّ شَىْء خاضِعٌ لَهُ،یا مَنْ کُلُّ شَىْء خاشِعٌ لَهُ،
(37) اى که هر چیز در برابرش سر تعظیم فرود آورد اى که هر چیز در برابرش رام گشته
یا مَنْ کُلُّ شَىْء کآئِنٌ لَهُ، یا مَنْ کُلُّ شَىْء مَوْجُودٌ بِهِ،
اى که هر چه در عالم موجود است از آن اوست اى که هر چه هست بوجود او موجود است
یا مَنْ کُلُّ شَىْء مُنیبٌ اِلَیْهِ، یا مَنْ کُلُّ شَىْء خآئِفٌ مِنْهُ،
اى که هر چیزى بسوى او بازگردد اى که هر چیزى از او اندیشه دارد
یا مَنْ کُلُّ شَىْء قآئِمٌ بِهِ، یا مَنْ کُلُّ شَىْء صآئِرٌ اِلَیْهِ،
اى که هر چیزى به او پایدار است اى که هر چیزى بسوى او برگردد
یا مَنْ کُلُّ شَىْء یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ، یا مَنْ کُلُّ شَىْء هالِکٌ اِلاَّ وَجْهَهُ
اى که هر چیز به ستایش او تسبیح گوید اى که هر چیز نابود شود جز ذات او
(38) یا مَنْ لا مَفَرَّ اِلاَّ اِلَیْهِ، یا مَنْ لا مَفْزَعَ اِلاَّ اِلَیْهِ،
(38) اى که گریزگاهى نیست جز بسوى او اى که پناهگاهى نیست جز بسوى او
یا مَنْ لا مَقْصَدَ اِلاَّ اِلَیْهِ، یا مَنْ لا مَنْجا مِنْهُ اِلاَّ اِلَیْهِ،
اى که مقصدى نیست جز درگاهش اى که راه نجاتى از (عذاب و قهر) او نیست جز خود او
یا مَنْ لا یُرْغَبُ اِلاَّ اِلَیْهِ، یا مَنْ لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاَّ بِهِ،
اى که رغبت و اشتیاقى نباشد جز به درگاه او اى که جنبش و نیرویى نیست مگر بوسیله او
یا مَنْ لا یُسْتَعانُ اِلاَّ بِهِ، یا مَنْ لا یُتَوَکَّلُ اِلاَّ عَلَیْهِ،
اى که کمک نجوید جز به او اى که توکل نشود جز بر او
یا مَنْ لا یُرْجى اِلاَّ هُوَ، یا مَنْ لا یُعْبَدُ اِلاَّ هُوَ
اى که امیدوار نتوان بود جز به او اى که پرستش نشود جز او
(39) یا خَیْرَ الْمَرْهُوبینَ، یا خَیْرَ الْمَرْغُوبینَ، یا خَیْرَ الْمَطْلُوبینَ،
(39) اى بهترین کسى که خلق از او ترسند اى بهترین مایه شوق و آرزو اى بهترین جویا شدگان
یا خَیْرَ الْمَسْئُولینَ، یا خَیْرَ الْمَقْصُودینَ، یا خَیْرَ الْمَذْکُورینَ،
اى بهترین خواسته شدگان اى بهترین مقصود خلق اى بهترین یاد شدگان
یا خَیْرَ الْمَشْکُورینَ، یا خَیْرَ الْمَحْبُوبینَ، یا خَیْرَ الْمَدْعُوّینَ،یا خَیْرَ الْمُسْتَأْنِسینَ
اى بهترین سپاس شدگان اى بهترین دوستان اى بهترین خوانده شدگان اى بهترین همدمان
(40) اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ یا غافِرُ یا ساتِرُ، یا قادِرُ یا قاهِرُ،
(40) خدایا از تو مى خواهم به حق نامت اى آمرزنده اى پرده پوش اى توانا اى قاهر
یا فاطِرُ یا کاسِرُ، یا جابِرُ یا ذاکِرُ، یا ناظِرُ یا ناصِرُ
اى آفریننده اى شکننده اى بهم پیوند دهنده اى یادآورنده اى بیننده اى یارى دهنده
(41) یا مَنْ خَلَقَ فَسَوّى، یا مَنْ قَدَّرَ فَهَدى، یا مَنْ یَکْشِفُ الْبَلْوى،
(41) اى که آفرید و بیاراست اى که اندازه گرفت و راهنمایى کرد اى که برطرف کند گرفتارى را
یا مَنْ یَسْمَعُ النَّجْوى، یا مَنْ یُنْقِذُ الْغَرْقى، یا مَنْ یُنْجِى الْهَلْکى،
اى که بشنود سخن درگوشى را اى که نجات دهد غریق را اى که برهاند هلاک شده را
یا مَنْ یَشْفِى الْمَرْضى، یا مَنْ اَضْحَکَ وَاَبْکى،
اى که شفا دهد بیمار را اى که بخنداند و بگریاند
یا مَنْ اَماتَ وَاَحْیى، یا مَنْ خَلَقَ الزَّوْجَیْنِ الذَّکَرَ وَالاُْنْثى
اى که بمیراند و زنده کند اى که آفرید دو جفت نر و ماده
(42) یا مَنْ فىِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ سَبیلُهُ، یا مَنْ فِى الاْفاقِ ایاتُهُ،
(42) اى که هم در خشکى و هم در دریا راه رسیدن به او هست اى که در سراسر گیتى نشانه هاى او هست
یا مَنْ فِى الاْیاتِ بُرْهانُهُ، یا مَنْ فِى الْمَماتِ قُدْرَتُهُ،
اى که در این نشانه ها برهان او موجود است اى که در مردن نشانه قدرت اوست
یا مَنْ فِى الْقُبُورِ عِبْرَتُهُ، یا مَنْ فِى الْقِیمَةِ مُلْکُهُ،
اى که در گورها پند اوست اى که در روز قیامت نیز سلطنت اوست
یا مَنْ فِى الْحِسابِ هَیْبَتُهُ، یا مَنْ فِى الْمیزانِ قَضآئُهُ،
اى که در حساب آن روز هیبت دارد اى که در پاى میزان حکم و داورى اوست
یا مَنْ فِى الْجَنَّةِ ثَوابُهُ، یا مَنْ فِى النّارِ عِقابُهُ
اى که در بهشت پاداش نیک اوست اى که در دوزخ شکنجه اوست
(43) یا مَنْ اِلَیْهِ یَهْرَبُ الْخآئِفُونَ، یا مَنْ اِلَیْهِ یَفْزَعُ الْمُذْنِبُونَ،
(43) اى که به سویش گریزند ترسناکان اى که به او پناه برند گنهکاران
یا مَنْ اِلَیْهِ یَقْصِدُ الْمُنیبُونَ، یا مَنْ اِلَیْهِ یَرْغَبُ الزّاهِدُونَ،
اى که او را مقصود قرار دهند بازآیندگان اى که بسوى او روند پارسایان
یا مَنْ اِلَیْهِ یَلْجَأُ الْمُتَحَیِّرُونَ، یا مَنْ بِهِ یَسْتَأْنِسُ الْمُریدُونَ،
اى که بدو پناه برند سرگردانان اى که به او همدم شوند خواستاران
یا مَنْ بِه یَفْتَخِرُ الْمُحِبُّونَ، یا مَنْ فى عَفْوِهِ یَطْمَعُ الْخآطِئُونَ،
اى که به دوستیش افتخار کنند دوستان اى که در گذشت او طمع دارند خطاکاران
یا مَنْ اِلَیْهِ یَسْکُنُ الْمُوقِنُونَ، یا مَنْ عَلَیْهِ یَتَوَکَّلُ الْمُتَوَکِّلُونَ
اى که به ذکر او آرامش پذیرد دل یقین داران اى که بر او توکل کنند توکل کنندگان
(44) اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ یا حَبیبُ یا طَبیبُ، یا قَریبُ یا رَقیبُ،
(44) خدایا از تو مى خواهم به حق نامت اى محبوب دلها اى طبیب دردها اى نزدیک اى مراقب کار بندگان
یا حَسیبُ یا مُهیبُ، یا مُثیبُ یا مُجیبُ، یا خَبیرُ یا بَصیرُ
اى حساب نگهدار اى با هیبت اى پاداش نیک دهنده اى اجابت کننده اى آگاه اى بینا
(45) یا اَقَرَبَ مِنْ کُلِّ قَریب، یا اَحَبَّ مِنْ کُلِّ حَبیب، یا اَبْصَرَ مِنْ کُلِّ بَصیر،
(45) اى نزدیکتر از هر نزدیک اى محبوبتر از هر محبوب اى بیناتر از هر بینا
یا اَخْبَرَ مِنْ کُلِّ خَبیر، یا اَشْرَفَ مِنْ کُلِّ شَریف، یا اَرْفَعَ مِنْ کُلِّ رَفیع،
اى آگاه تر از هر آگاه اى شریفتر از هر شریف اى برتر از هر بلند مرتبه
یا اَقْوى مِنْ کُلِّ قَوِىٍّ، یا اَغْنى مِنْ کُلِّ غَنِىٍّ،
اى نیرومندتر از هر نیرومند اى توانگرتر از هر توانگر
یا اَجْوَدَ مِنْ کُلِّ جَواد، یا اَرْاَفَ مِنْ کُلِّ رَؤُوف،
اى بخشنده تر از هر بخشنده اى مهربانتر از هر مهربان
(46) یا غالِباً غَیْرَ مَغْلُوب، یا صانِعاً غَیْرَ مَصْنُوع، یا خالِقاً غَیْرَ مَخْلُوق،
(46) اى پیروزى که هرگز مغلوب نگردد اى سازنده اى که مصنوع کسى نیست اى آفریننده اى که کسى او را نیافریده
یا مالِکاً غَیْرَ مَمْلُوک، یا قاهِراً غَیْرَ مَقْهُور، یا رافِعاً غَیْرَ مَرْفُوع،
اى مالکى که مملوک کسى نیست اى چیره شکست ناپذیر اى بلند مرتبه اى که بلندى را کسى به او نداده
یا حافِظاً غَیْرَ مَحْفُوظ، یا ناصِراً غَیْرَ مَنْصُور،
اى نگهدارنده اى که نگهدارى ندارد اى یاورى که کسی یاریش نکند
یا شاهِداً غَیْرَ غآئِب، یا قَریباً غَیْرَ بَعید
اى حاضرى که پنهانى ندارد اى نزدیکى که دور نشود
(47) یا نُورَالنُّورِ، یا مُنَوِّرَ النُّورِ، یا خالِقَ النُّورِ، یا مُدَبِّرَ النُّورِ،
(47) اى روشنى نور اى روشنى ده نور اى خالق نور و روشنى اى تدبیر کننده نور
یا مُقَدِّرَ النُّورِ، یا نُورَ کُلِّ نُور، یا نُوراً قَبْلَ کُلِّ نُور،
اى اندازه گیر نور اى روشنى هر نور اى روشنى پیش از هر نور
یا نُوراً بَعْدَ کُلِّ نُور، یا نُوراً فَوْقَ کُلِّ نُور، یا نُوراً لَیْسَ کَمِثْلِهِ نُورٌ
و اى روشنى پس از هر نور اى روشنى بالاى هر نور اى نورى که مانندش نورى نیست
(48) یا مَنْ عَطآئُهُ شَریفٌ، یامَنْ فِعْلُهُ لَطیفٌ، یا مَنْ لُطْفُهُ مُقیمٌ،
(48) اى که عطا و بخشش شریف و ارجمند است اى که کارش دقیق است اى که لطفش پایدار است
یا مَنْ اِحْسانُهُ قَدیمٌ، یا مَنْ قَوْلُهُ حَقٌّ، یا مَنْ وَعْدُهُ صِدْقٌ،
اى که احسانش دیرینه است اى که گفتارش حق است اى که وعده اش راست است
یا مَنْ عَفْوُهُ فَضْلٌ، یا مَنْ عَذابُهُ عَدْلٌ، یا مَنْ ذِکْرُهُ حُلْوٌ، یا مَنْ فَضْلُهُ عَمیمٌ
اى که گذشتش فضل است اى که کیفرش از روى عدل است ای که ذکرش شیرین است اى که فضلش عمومى است
(49) اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ یا مُسَهِّلُ یا مُفَصِّلُ، یا مُبَدِّلُ یا مُذَلِّلُ،
(49) خدایا از تو مى خواهم به حق نامت اى هموار کننده راهها اى جدا کننده اى تبدیل کننده اى خوار کننده
یا مُنَزِّلُ یا مُنَوِّلُ، یا مُفْضِلُ یا مُجْزِلُ، یا مُمْهِلُ یا مُجْمِلُ
اى فرود آرنده اى جایزه ده اى فزون بخش اى بزرگ عطا بخش اى مهلت ده اى نیکوبخش
(50) یا مَنْ یَرى وَلا یُرى، یا مَنْ یَخْلُقُ وَلا یُخْلَقُ، یا مَنْ یَهْدى وَلا یُهْدى،
(50) اى که ببیند ولى دیده نشود اى که بیافریند ولى کسى او را نیافریده اى که راهنمایى کند ولى راهنمایى نشود
یا مَنْ یُحْیى وَلا یُحْیى، یا مَنْ یَسْئَلُ وَلا یُسْئَلُ، یا مَنْ یُطْعِمُ وَلا یُطْعَمُ،
اى که زنده کند ولى زنده نشده اى که بازخواست کند ولى کسى از او بازخواست نکند اى که بخوراند ولى خورانده نشود
یا مَنْ یُجیرُ وَلا یُجارُ عَلَیْهِ، یا مَنْ یَقْضى وَلا یُقْضى عَلَیْهِ،
اى که پناه دهد ولى کسى او را پناه ندهد اى که قضاوت کنى ولى قضاوت بر تو نشود
یا مَنْ یَحْکُمُ وَلا یُحْکَمُ عَلَیْهِ، یا مَنْ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ، وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً اَحَدٌ
اى که حکم کنى ولى کسى بر تو حکم نکند اى که نزاید و نه زاییده شده و نیست برایش همتایى هیچ کس
(51) یا نِعْمَ الْحَسیبُ، یا نِعْمَ الطَّبیبُ، یا نِعْمَ الرَّقیبُ، یا نِعْمَ الْقَریبُ، یا نِعْمَ الْمُجیبُ،
(51) اى نیکو حسابکش اى نیکو طبیب اى نیکو نگهبان اى نیکو نزدیک اى نیکو پاسخ ده
یا نِعْمَ الْحَبیبُ، یا نِعْمَ الْکَفیلُ، یا نِعْمَ الْوَکیلُ، یا نِعْمَ الْمَوْلى، یا نِعْمَ النَّصیرُ
اى نیکو دوست اى نیکو عهده دار اى نیکو وکیل اى نیکو سرور اى نیکو یاور
(52) یا سُرُورَ الْعارِفینَ، یا مُنَى الْمُحِبّینَ، یا اَنیسَ الْمُریدینَ، یا حَبیبَ التَّوّابینَ،
(52) اى مایه دلشادى عارفان اى آرزوى محبان اى همدم خواستاران اى دوستدار توبه کنندگان
یا رازِقَ الْمُقِلّینَ، یا رَجآءَ الْمُذْنِبینَ، یا قُرَّةَ عَیْنِ الْعابِدینَ،
اى روزى ده ناداران اى امید گنهکاران اى نور چشم پرستش کنندگان
یا مُنَفِّسَ عَنِ الْمَکْرُوبینَ، یا مُفَرِّجَ عَنِ الْمَغْمُومینَ، یا اِلهَ الاَْوَّلینَ وَالاْخِرینَ
اى برطرف کننده اندوه اندوهناکان اى غمزداى غمزدگان اى معبود پیشینیان و پسینیان
(53) اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ یا رَبَّنا یا اِلهَنا، یا سَیِّدَنا یا مَوْلینا،
(53) خدایا من از تو مى خواهم به حق نامت اى پروردگار ما اى معبود ما اى آقاى ما اى سرور ما
یا ناصِرَنا یا حافِظَنا، یا دَلیلَنا یا مُعینَنا، یا حَبیبَنا یا طَبیبَنا
اى یاور ما اى نگهدار ما اى راهنماى ما اى کمک کار ما اى محبوب ما اى طبیب ما
(54) یا رَبَّ النَّبیّینَ وَالاَْبْرارِ، یا رَبَّ الصِّدّیقینَ وَالاَْخْیارِ،
(54) اى پروردگار پیمبران و نیکوکاران اى پروردگار راستگویان و برگزیدگان
یا رَبَّ الْجَنَّةِ وَالنّارِ، یا رَبَّ الصِّغارِ وَالْکِبارِ،
اى پروردگار بهشت و دوزخ اى پروردگار کوچک و بزرگ
یا رَبَّ الْحُبُوبِ وَالثِّمارِ، یا رَبَّ الاَْنْهارِ وَالاَْشْجارِ،
اى پروردگار حبوبات و میوه جات اى پروردگار نهرها و درختان
یا رَبَّ الصَّحارى وَالْقِفارِ، یا رَبَّ الْبَرارى وَالْبِحارِ،
اى پروردگار دشت و هامون اى پروردگار صحراها و دریاها
یا رَبَّ اللَّیْلِ وَالنَّهارِ، یا رَبَّ الاَْعْلانِ وَالاَْسْرارِ
اى پروردگار شب و روز اى پروردگار پیدا و نهان
(55) یا مَنْ نَفَذَ فى کُلِّ شَىْء اَمْرُهُ، یا مَنْ لَحِقَ بِکُلِّ شَىْء عِلْمُهُ،
(55) اى که در هر چیز دستورش نفوذ کرده اى که علمش به هر چیزى تعلق یافته
یا مَنْ بَلَغَتْ اِلى کُلِّ شَىْء قُدْرَتُهُ، یا مَنْ لا تُحْصِى الْعِبادُ نِعَمَهُ،
اى که قدرت وتواناییش به هر چیزى رسیده اى که بندگان شماره نعمتهایش را نتوانند
یا مَنْ لاتَبْلُغُ الْخَلائِقُ شُکْرَهُ، یا مَنْ لاتُدْرِکُ الاَْفْهامُ جَلالَهُ،
اى که خلایق از عهده شکرش برنیایند اى که عقول درک عظمت و جلالش نتوانند
یا مَنْ لا تَنالُ الاَْوْهامُ کُنْهَهُ، یا مَنِ الْعَظَمَةُ وَالْکِبْرِیآءُ رِدآئُهُ،
اى که اوهام و خیالات به کنه ذاتش نرسند اى که عظمت و بزرگى لباس اوست
یا مَنْ لاتَرُدُّ الْعِبادُ قَضآئَهُ، یا مَنْ لا مُلْکَ اِلاَّ مُلْکُهُ، یا مَنْ لا عَطآءَ اِلاَّ عَطآئُهُ
اى که بندگان از حکم او سرپیچى نتوانند اى که سلطنتى جز سلطنت او نیست اى که بخششى جز بخشش او نیست
(56) یا مَنْ لَهُ الْمَثَلُ الاَْعْلى، یا مَنْ لَهُ الصِّفاتُ الْعُلْیا،
(56) اى که از آن اوست عالى ترین مثالها اى که خاص اوست برترین اوصاف
یا مَنْ لَهُ الاْخِرَةُ وَالاُْولى، یا مَنْ لَهُ الْجَنَّةُ الْمَاْوى،
اى که از آن اوست دنیا و آخرت اى که از آن اوست بهشت آن جایگاه آسایش
یا مَنْ لَهُ الاْیاتُ الْکُبْرى، یا مَنْ لَهُ الاَْسْمآءُ الْحُسْنى،
اى که براى اوست نشانه هاى بس بزرگ اى که براى اوست نامهاى نیکو
یا مَنْ لَهُ الْحُکْمُ وَالْقَضآءُ، یا مَنْ لَهُ الْهَوآءُ وَالْفَضآءُ،
اى که براى اوست فرمان و داورى اى که از آن اوست هوا و فضا
یا مَنْ لَهُ الْعَرْشُ وَالثَّرى، یا مَنْ لَهُ السَّمواتُ الْعُلى
اى که از آن اوست عرش و فرش اى که از آن اوست آسمانهاى بلند
(57) اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ یا عَفُوُّ یاغَفُورُ، یا صَبُورُ یا شَکُورُ،
(57) خدایا از تو مى خواهم به حق نامت اى درگذرنده اى آمرزنده اى شکیبا اى سپاس پذیر بندگان
یا رَءُوفُ یاعَطُوفُ، یا مَسْئُولُ یا وَدُودُ، یا سُبُّوحُ یا قُدُّوسُ
اى مهربان اى توجّه کننده اى مورد توجّه و درخواست بندگان اى مهرورز اى منزه اى پاکیزه
(58) یا مَنْ فِى السَّمآءِ عَظَمَتُهُ، یا مَنْ فِى الاَْرْضِ ایاتُهُ،
(58) اى که در آسمان آثار عظمتش هویداست اى که در زمین نشانه هایش آشکار است
یا مَنْ فى کُلِّ شَىْء دَلائِلُهُ، یا مَنْ فِى الْبِحارِ عَجائِبُهُ،
اى که در هر چیز برهانهاى او موجود اى که در دریا آثار شگفت انگیز دارد
یا مَنْ فِى الْجِبالِ خَزآئِنُهُ، یا مَنْ یَبْدَءُ الْخَلْقَ ثُمَّ یُعیدُهُ،
اى که در کوههاست گنجینه هایش اى که خلق را پدید آورد سپس بازگرداند
یا مَنْ اِلَیْهِ یَرْجِعُ الاَْمْرُ کُلُّهُ، یا مَنْ اَظْهَرَ فى کُلِّ شَىْء لُطْفَهُ،
اى که به سویش همه امورات بازگردد اى که در هر چیز لطف و مهرش را آشکار ساخته
یا مَنْ اَحْسَنَ کُلَّ شَىْء خَلْقَهُ، یا مَنْ تَصَرَّفَ فِى الْخَلائِقِ قُدْرَتُهُ
اى که خلقت هر چیز را نیکو ساخته اى که تصرف کرده در همه خلایق قدرت او
(59) یا حَبیبَ مَنْ لا حَبیبَ لَهُ، یا طَبیبَ مَنْ لاطَبیبَ لَهُ،
(59) اى دوست آن کس که دوستى ندارد اى طبیب آن کس که طبیبى ندارد
یا مُجیبَ مَنْ لا مُجیبَ لَهُ، یا شَفیقَ مَنْ لا شَفیقَ لَهُ،
اى پاسخ ده آن کس که پاسخ ده ندارد اى یار دلسوز آن کس که دلسوزى ندارد
یا رَفیقَ مَنْ لا رَفیقَ لَهُ، یا مُغیثَ مَن لا مُغیثَ لَهُ،
اى رفیق آن کس که رفیق ندارد اى فریادرس آن کس که فریادرسى ندارد
یا دَلیلَ مَنْ لا دَلیلَ لَهُ، یا اَنیسَ مَنْ لا اَنیسَ لَهُ،
اى راهنماى آن که راهنمایى ندارد اى مونس آن کس که مونسى ندارد
یا راحِمَ مَنْ لاراحِمَ لَهُ، یا صاحِبَ مَنْ لا صاحِبَ لَهُ
اى ترحم کننده آن کس که ترحم کننده اى ندارد اى همدم آن کس که همدمى ندارد
(60) یا کافِىَ مَنِ اسْتَکْفاهُ، یا هادِىَ مَنِ اسْتَهْداهُ، یا کالِئَ مَنِ اسْتَکْلاهُ،
(60) اى کفایت کننده آن کس که از او کفایت خواهد و اى رهنماى کسى که از او راهنمایى خواهد اى نگهبان کسى که از او نگهبانى خواهد
یا راعِىَ مَنِ اسْتَرْعاهُ، یا شافِىَ مَنِ اسْتَشْفاهُ، یا قاضِىَ مَنِ اسْتَقْضاهُ،
اى مراعات کننده کسى که از او رعایت خواهد اى بهبود دهنده کسى که از او بهبودى خواهد اى داور کسى که از او داورى جوید
یا مُغْنِىَ مَنِ اسْتَغْناهُ، یا مُوفِىَ مَنِ اسْتَوْفاهُ،
اى بى نیاز کننده کسى که از او بى نیازى خواهد اى وفا کننده کسى که از او وفا خواهد
یا مُقَوِّىَ مَنِ اسْتَقْواهُ، یا وَلِىَّ مَنِ اسْتَوْلاهُ
اى نیرو ده آن کس که از او نیرو خواهد اى سرور کسى که او را به سرورى خواهد
(61)اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ یا خالِقُ یا رازِقُ، یا ناطِقُ یا صادِقُ،
(61) خدایا از تو مى خواهم به حق نامت اى آفریننده اى روزى ده اى گویا اى راستگو
یا فالِقُ یا فارِقُ، یا فاتِقُ یا راتِقُ، یا سابِقُ یا سامِقُ
اى شکافنده اى جدا کننده اى باز کننده اى پیوست دهنده اى سبقت جوینده اى بلندمرتبه
(62) یا مَنْ یُقَلِّبُ اللَّیْلَ وَالنَّهارَ، یا مَنْ جَعَلَ الظُّلُماتِ وَالاَْنْوارَ،
(62) اى که جابجا کنى شب و روز را اى که مقرّر ساختى تاریکیها و نور را
یا مَنْ خَلَقَ الظِّلَّ وَالْحَرُورَ، یا مَنْ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ،
اى که آفریدى سایه و گرما را اى که مسخر خود کردى مهر و ماه را
یا مَنْ قَدَّرَ الْخَیْرَ وَالشَّرَّ، یا مَنْ خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیوةَ،
اى که مقدر کردى خیر و شر را اى که آفریدى مرگ و زندگى را
یا مَنْ لَهُ الْخَلْقُ وَالاَْمْرُ، یا مَنْ لَمْ یَتَّخِذْ صاحِبَةً وَلا وَلَداً،
اى که آفریدن و فرمان از اوست اى که نگرفته است براى خود همسر و فرزندى
یا مَنْ لَیْسَ لَهُ شَریکٌ فِى الْمُلْکِ، یا مَنْ لَمْ یَکُنْ لَهُ وَلِىٌّ مِنَ الذُّلِّ
اى که شریکى در فرمانروایى ندارد اى که نیست برایش سرپرستى از خوارى
(63) یا مَنْ یَعْلَمُ مُرادَ الْمُریدینَ، یا مَنْ یَعْلَمُ ضَمیرَ الصّامِتینَ،
(63) اى که مى داند خواسته دل هر خواهنده را اى که آگاه است از نهاد خاموشان
یا مَنْ یَسْمَعُ اَنینَ الْواهِنینَ، یا مَنْ یَرى بُکآءَ الْخآئِفینَ،
اى که مى شنود ناله خسته دلان اى که مى بیند گریه ترسناکان
یا مَنْ یَمْلِکُ حَوائِجَ السّآئِلینَ، یا مَنْ یَقْبَلُ عُذْرَ التّآئِبینَ،
اى که دارد خواسته هاى خواستاران را اى که بپذیرد عذر توبه کنندگان
یا مَنْ لا یُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدینَ، یا مَنْ لا یُضیعُ اَجْرَ الْمُحْسِنینَ،
اى که اصلاح نکند کار مفسدان را اى که از بین نبرد پاداش نیکوکاران
یا مَنْ لا یَبْعُدُ عَنْ قُلُوبِ الْعارِفینَ، یا اَجْوَدَ الاَْجْودینَ
اى که دور نباشد از دل عارفان اى بخشنده ترین بخشندگان
(64) یا دآئِمَ الْبَقآءِ، یا سامِعَ الدُّعآءِ، یا واسِعَ الْعَطآءِ،
(64) اى همیشه باقى اى شنواى دعا اى وسیع بخشش
یا غافِرَ الْخَطآءِ، یا بَدیعَ السَّمآءِ، یا حَسَنَ الْبَلاءِ،
اى آمرزنده خطا و لغزش اى پدید آرنده آسمان اى نیک آزمایش
یا جَمیلَ الثَّنآءِ، یا قَدیمَ السَّنآءِ، یا کَثیرَ الْوَفآءِ، یا شَریفَ الْجَزآءِ
اى زیبا ستایش اى دیرینه والا اى زیاد وفادار اى ارجمند پاداش
(65) اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ یا سَتّارُ یا غَفّارُ، یا قَهّارُ یا جَبّارُ،
(65) خدایا از تو مى خواهم به حق نامت اى پوشاننده اى آمرزنده اى با قهر و سطوت اى با جبروت و عظمت
یا صَبّارُ یا بآرُّ، یا مُخْتارُ یا فَتّاحُ، یا نَفّاحُ یا مُرْتاحُ
اى صبر پیشه ا ى نیک بخش اى مختار در کارها اى کارگشا اى پرجود و عطا اى فرح بخش
(66) یا مَنْ خَلَقَنى وَسَوّانى، یا مَنْ رَزَقَنى وَرَبّانى،
(66) اى که مرا آفریدى و آراستى اى که روزیم دادى و پروریدى
یا مَنْ اَطْعَمَنى وَسَقانى، یا مَنْ قَرَّبَنى وَاَدْنانى،
اى که مرا خوراندى و نوشاندى اى که پیش خود برده و نزدیکم کردى
یا مَنْ عَصَمَنى وَکَفانى، یا مَنْ حَفَظَنى وَکَلانى،
اى که مرا نگهداشته و کفایت کردى اى که محافظت و نگهداریم کردى
یا مَنْ اَعَزَّنى وَاَغْنانى، یا مَنْ وَفَّقَنى وَهَدانى،
اى که به من عزت بخشید و توانگرم ساخت اى که به من توفیق داده و راهنمایى کرد
یا مَنْ انَسَنى وَآوانى، یا مَنْ اَماتَنى وَاَحْیانى
اى که با من انس گرفته و جایم داد اى که مرا بمیراند و زنده کند
(67) یا مَنْ یُحِقُّ الْحَقَّ بِکَلِماتِهِ، یا مَنْ یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ،
(67) اى که حق را بوسیله کلماتش پابرجا کرد اى که توبه را از بندگانش بپذیرد
یا مَنْ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ، یا مَنْ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ اِلاَّ بِاِذْنِهِ،
اى که میان انسان و دلش حائل گردد اى که سود ندهد شفاعت و میانجیگرى جز به اذن او
یا مَنْ هُوَ اَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبیلِهِ، یا مَنْ لا مُعَقِّبَ لِحُکْمِهِ،
اى که او داناتر است به کسى که از راهش گمراه گردد اى که کاونده و پى جویى براى حکمش نیست
یا مَنْ لا رآدَّ لِقَضآئِهِ،یا مَنِ انْقادَ کُلُّ شَىْء لاَِمْرِهِ،
اى که بازگردانى براى قضایش نیست اى که هر چیز دربرابر امرش مطیع و منقاد گشته
یا مَنِ السَّمواتُ مَطْوِیّاتٌ بِیَمینِهِ، یا مَنْ یُرْسِلُ الرِّیاحَ بُشْراً بَیْنَ یَدَىْ رَحْمَتِهِ
اى که آسمانها بدست قدرتش بهم پیچیده اى که فرستد بادها را نویدى در پیشاپیش رحمتش
(68) یا مَنْ جَعَلَ الاَْرْضَ مِهاداً، یا مَنْ جَعَلَ الْجِبالَ اَوْتاداً،
(68) اى که زمین را گهواره قرار داده اى که کوهها را میخهاى (زمین) قرار داد
یا مَنْ جَعَلَ الشَّمْسَ سِراجاً، یا مَنْ جَعَلَ الْقَمَرَ نُوراً،
اى که خورشید را چراغى تابناک کرد اى که ماه را نوربخش قرار داد
یا مَنْ جَعَلَ اللَّیْلَ لِباساً، یا مَنْ جَعَلَ النَّهارَ مَعاشاً،
اى که شب راپوشش نهاد اى که روز را براى تحصیل معاش مقرر ساخت
یا مَنْ جَعَلَ النَّوْمَ سُباتاً، یا مَنْ جَعَلَ السَّمآءَ بِنآءً،
اى که خواب را مایه آرامش قرار داد اى که آسمان را ساختمانى قرار داد
یا مَنْ جَعَلَ الاَْشْیآءَ اَزْواجاً، یا مَنْ جَعَلَ النّارَ مِرْصاداً
اى که آتش را در کمین (کفار و دوزخیان) قرارداد
(69) اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ یا سَمیعُ یا شَفیعُ، یا رَفیعُ یا مَنیعُ،
(69) خدایا از تو درخواست مى کنم به حق نامت اى شنوا اى شفیع اى بلند مرتبه اى والامقام
یا سَریعُ یا بَدیعُ، یا کَبیرُ یا قَدیرُ، یا خَبیرُ یا مُجیرُ
اى سریع در کارها اى پدید آرنده اى بزرگ اى توانا اى آگاه اى پناه ده
(70)یا حَیّاً قَبْلَ کُلِّ حَىٍّ، یا حَیّاً بَعْدَ کُلِّ حَىٍّ،
(70) اى زنده پیش از هر موجود زنده اى زنده پس از هر موجود زنده
یا حَىُّ الَّذى لَیْسَ کَمِثْلِهِ حَىٌّ یا حَىُّ الَّذى لا یُشارِکُهُ حَىٌّ،
اى که نیست مانندش زنده اى، اى زنده اى که شریکش نیست هیچ زنده اى،
یا حَىُّ الَّذى لا یَحْتاجُ اِلى حَىٍّ، یا حَىُّ الَّذى یُمیتُ کُلَّ حَىٍّ،
اى زنده اى که نیازمند نیست به هیچ زنده اى، اى زنده اى که بمیراند هر زنده اى را
یا حَىُّ الَّذى یَرْزُقُ کُلَّ حَىٍّ، یا حَیّاً لَمْ یَرِثِ الْحَیوةَ مِنْ حَىٍّ،
اى زنده اى که روزى دهد هر زنده اى را اى زنده اى که ارث نبرد زندگى را از زنده اى،
یا حَىُّ الَّذى یُحْیِى الْمَوْتى، یا حَىُّ یا قَیُّومُ لا تَاْخُذُهُ سِنَةٌ وَلا نَوْمٌ
اى زنده اى که زنده کند مردگان را، اى زنده پاینده اى که او را چرت و خواب نگیرد
(71) یا مَنْ لَهُ ذِکْرٌ لا یُنْسى، یا مَنْ لَهُ نُورٌ لا یُطْفى،
(71) اى که یادش فراموش نشدنى است اى که نورش خاموش نشدنى است
یا مَنْ لَهُ نِعَمٌ لا تُعَدُّ، یا مَنْ لَهُ مُلْکٌ لا یَزُولُ،
اى که نعمتهایش بشمار درنیاید اى که فرمانرواییش زوال نپذیرد
یا مَنْ لَهُ ثَنآءٌ لا یُحْصى، یا مَنْ لَهُ جَلالٌ لا یُکَیَّفُ،
اى که مدح و ثنایش نتوان شمردن اى که چگونگى بزرگى و جلالتش نتوان گفتن
یا مَنْ لَهُ کَمالٌ لا یُدْرَکُ، یا مَنْ لَهُ قَضآءٌ لا یُرَدُّ،
اى که کمالش قابل درک نباشد اى که فرمان قضایش بازگشت ندارد
یا مَنْ لَهُ صِفاتٌ لا تُبَدَّلُ،یا مَنْ لَهُ نُعُوتٌ لا تُغَیَّرُ
اى که صفاتش تبدیل نپذیرد اى که اوصافش تغییر نکند
(72) یا رَبَّ الْعالَمینَ، یا مالِکَ یَوْمِ الدّینِ، یا غایَةَ الطّالِبینَ، یا ظَهْرَ اللاّجینَ،
(72) اى پروردگار جهانیان اى فرمانرواى روز جزا اى مقصد نهایى جویندگان اى پشت و پناه پناهندگان
یا مُدْرِکَ الْهارِبینَ، یا مَنْ یُحِبُّ الصّابِرینَ، یا مَنْ یُحِبُّ التَّوّابینَ،
اى در یابنده گریختگان اى که دوست دارد شکیبایان را اى که دوست دارد توبه کاران را
یا مَنْ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرینَ، یا مَنْ یُحِبُّ الْمُحْسِنینَ، یا مَنْ هُوَ اَعْلَمُ بِالْمُهْتَدینَ
اى که دوست دارد پاکیزگان را اى که دوست دارد نیکوکاران را اى که داناتر است به راه یافتگان
(73) اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ یا شَفیقُ یا رَفیقُ، یا حَفیظُ یا مُحیطُ،
(73) خدایا از تو مى خواهم به حق نامت اى مهربان اى رفیق اى نگهدارنده اى احاطه دار بر همه
یا مُقیتُ یا مُغیثُ، یا مُعِزُّ یا مُذِلُّ، یا مُبْدِئُ یا مُعیدُ
اى توانا اى فریاد رس اى عزت بخش اى خوار کننده اى آغازنده اى بازگرداننده
(74)یا مَنْ هُوَ اَحَدٌ بِلا ضِدٍّ، یا مَنْ هُوَ فَرْدٌ بِلا نِدٍّ،
(74) اى یکتاى بى ضد اى که او یگانه اى است که مانند ندارد
یا مَنْ هُوَ صَمَدٌ بِلا عَیْب، یا مَنْ هُوَ وِتْرٌ بِلا کَیْف،
اى که او بى نیازى است بى عیب اى که او تنهایى است و چگونگى ندارد
یا مَنْ هُوَ قاض بِلا حَیْف، یا مَنْ هُوَ رَبٌّ بِلا وَزیر،
اى که او حاکمى است که ستم در حکمش نیست اى که او پروردگارى است بدون وزیر
یا مَنْ هُوَ عَزیزٌ بِلا ذُلٍّ، یا مَنْ هُوَ غَنِىٌّ بِلافَقْر،
اى که او عزیزى است بى ذلت اى که او دارایى است که ندارى ندارد
یا مَنْ هُوَ مَلِکٌ بِلا عَزْل، یا مَنْ هُوَ مَوْصُوفٌ بِلا شَبیه
اى که او پادشاهى است که معزول نشود اى که او توصیف شده اى است بى شبیه
(75) یا مَنْ ذِکْرُهُ شَرَفٌ لِلذّاکِرینَ، یا مَنْ شُکْرُهُ فَوْزٌ لِلشّاکِرینَ،
(75) اى که ذکر او موجب شرافت ذکرکنندگان اوست اى که سپاسگزاریش مایه سعادت سپاسگزاران است
یا مَنْ حَمْدُهُ عِزٌّ لِلْحامِدینَ، یا مَنْ طاعَتُهُ نَجاةٌ لِلْمُطیعینَ،
اى که ستایشش عزتى است براى ستایش کنندگان اى که طاعتش وسیله نجات مطیعان است
یا مَنْ بابُهُ مَفْتُوحٌ لِلطّالِبینَ، یا مَنْ سَبیلُهُ واضِحٌ لِلْمُنیبینَ،
اى که دَرِ رحمتش باز است به روى رحمت خواهان اى که راه بسوى او آشکار است براى بازآمدگان
یا مَنْ ایاتُهُ بُرْهانٌ لِلنّاظِرینَ، یا مَنْ کِتابُهُ تَذْکِرَةٌ لِلْمُتَّقینَ،
اى که نشانه هایش دلیل روشنى است براى بینندگان اى که کتابش سبب پند است براى پرهیزکاران
یا مَنْ رِزْقُهُ عُمُومٌ لِلطّآئِعینَ وَالْعاصینَ، یا مَنْ رَحْمَتُهُ قَریبٌ مِنَ الْمُحْسِنینَ
اى که روزى او همگانى است براى فرمانبرداران و نافرمانان اى که رحمتش نزدیک است به نیکوکاران
(76) یا مَنْ تَبارَکَ اسْمُهُ، یا مَنْ تَعالى جَدُّهُ، یا مَنْ لا اِلـهَ غَیْرُهُ،
(76) اى که نامش بزرگ است اى که اقبال او بلند است اى که معبودى جز او نیست
یا مَنْ جَلَّ ثَنآئُهُ، یا مَنْ تَقَدَّسَتْ اَسْمآئُهُ، یا مَنْ یَدُومُ بَقآئُهُ،
اى که برجسته است ثنا و مدحش اى که پاکیزه است نامهایش اى که بقایش همیشگى است
یا مَنِ الْعَظَمَةُ بَهآئُهُ، یا مَنِ الْکِبْرِیآءُ رِدآئُهُ،
اى که عظمت جلوه اوست اى که بزرگى در برِ اوست
یا مَنْ لا تُحْصى الائُهُ، یا مَنْ لا تُعَدُّ نَعْمآئُهُ
اى که نیکیهایش به حساب در نیاید اى که نعمتهایش شماره نشود
(77) اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ یا مُعینُ یا اَمینُ، یا مُبینُ یا مَتینُ،
(77) خدایا از تو خواهم به حق نامت اى یاور اى امان بخش اى آشکار کننده اى استوار و ثابت
یا مَکینُ یا رَشیدُ، یا حَمیدُ یا مَجیدُ، یا شَدیدُ یاشَهیدُ
اى پابرجا اى راهنما اى ستوده اى گرامى اى سخت نیرو اى گواه
(78)یا ذَا الْعَرْشِ الْمَجیدِ، یا ذَا الْقَوْلِ السَّدیدِ، یا ذَا الْفِعْلِ الرَّشیدِ،
(78) اى صاحب عرش با شوکت اى صاحب گفتار محکم اى صاحب کار مستحکم
یا ذَا الْبَطْشِ الشَّدیدِ، یاذَا الْوَعْدِ وَالْوَعیدِ، یا مَنْ هُوَ الْوَلِىُّ الْحَمیدُ،
اى صاحب حمله سخت اى صاحب نوید و تهدید اى که اوست صاحب اختیارى ستوده
یا مَنْ هُوَ فَعّالٌ لِما یُریدُ، یا مَنْ هُوَ قَریبٌ غَیْرُ بَعید،
اى که اوست کننده هر چه را خواهد اى که اوست نزدیکى که دورى ندارد
یا مَنْ هُوَ عَلى کُلِّ شَىْء شَهیدٌ، یا مَنْ هُوَ لَیْسَ بِظَلاّم لِلْعَبیدِ
اى که او بر هر چیز گواه باشد اى که او ستمکار بر بندگان نیست
(79) یا مَنْ لا شَریکَ لَهُ وَلا وَزیرَ، یا مَنْ لا شَبیهَ لَهُ وَلا نَظیرَ،
(79) اى که برایش شریک و وزیرى نیست اى که برایش شبیه و نظیرى نیست
یا خالِقَ الشَّمْسِ وَالْقَمَرِ الْمُنیرِ، یا مُغْنِىَ الْبآئِسِ الْفَقیرِ،
اى آفریننده مهر و ماه تابنده اى بى نیاز کننده بینواى درمانده
یا رازِقَ الْطِّفْلِ الصَّغیرِ، یا راحِمَ الشَّیْخِ الْکَبیرِ،
اى روزى ده کودک خردسال اى مهرورز پیر کهن سال
یا جابِرَ الْعَظْمِ الْکَسیرِ، یا عِصْمَةَ الْخآئِفِ الْمُسْتَجیرِ،
اى جوش ده استخوان شکسته اى نگهدار ترسان پناهنده
یا مَنْ هُوَ بِعِبادِهِ خَبیرٌ بَصیرٌ، یا مَنْ هُوَ عَلى کُلِّ شَىْء قَدیرٌ
اى که به حال بندگانش خبیر و بیناست اى که او بر هر چیز قادر و تواناست
(80) یا ذَا الْجُودِ وَالنِّعَمِ، یا ذَا الْفَضْلِ وَالْکَرَمِ، یا خالِقَ اللَّوْحِ وَالْقَلَمِ،
(80) اى صاحب جود و نعمت اى صاحب بخشش و بزرگوارى اى آفریننده لوح و قلم
یا بارِئَ الذَّرِّ وَالنَّسَمِ، یا ذَا الْبَأْسِ وَالنِّقَمِ، یا مُلْهِمَ الْعَرَبِ وَالْعَجَمِ،
اى پدید آرنده ذرات و انسان اى داراى عذاب و انتقام اى الهام بخش عرب و عجم
یا کاشِفَ الضُّرِّ وَالاَْلَمِ، یا عالِمَ السِّرِّ وَالْهِمَمِ،
اى برطرف کننده رنج و الم اى داناى راز و قصدهاى نهان
یارَبَّ الْبَیْتِ وَالْحَرَمِ، یا مَنْ خَلَقَ الاَْشیآءَ مِنَ الْعَدَمِ
اى پروردگار کعبه و حرم اى که آفریدى موجودات را از نیستى و عدم
(81) اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ یا فاعِلُ یا جاعِلُ، یا قابِلُ یا کامِلُ،
(81) خدایا از تو خواهم به حق نامت اى کننده (هر کار) اى مقرر کننده (امور) اى پذیرنده اى کامل
یا فاصِلُ یا واصِلُ، یا عادِلُ یا غالِبُ یا طالِبُ یا واهِبُ
اى جدا کننده اى پیوست دهنده اى دادگر اى چیره اى جوینده اى بخشنده
(82) یا مَنْ اَنْعَمَ بِطَوْلِهِ، یا مَنْ اَکْرَمَ بِجُودِهِ، یا مَنْ جادَ بِلُطْفِهِ،
(82) اى که نعمت بخشید به لطف خود اى که کرم کرد به بخشش خود اى که جود کرد به فضل خود
یا مَنْ تَعَزَّزَ بِقُدْرَتِهِ، یا مَنْ قَدَّرَ بِحِکْمَتِهِ، یا مَنْ حَکَمَ بِتَدْبیرِهِ،
اى که عزیز باشد به نیروى خود اى که اندازه گیرد به حکمت خویش اى که حکم کند به تدبیر خود
یا مَنْ دَبَّرَ بِعِلْمِهِ، یا مَنْ تَجاوَزَ بِحِلْمِهِ، یا مَنْ دَنى فى عُلُوِّهِ، یا مَنْ عَلا فى دُنُوِّهِ
اى که تدبیر کرد به دانش خود اى که بگذرد به بردبارى خویش اى که نزدیک است در عین بلندى و اى که بلند است در عین نزدیکى
(83)یا مَنْ یَخْلُقُ ما یَشآءُ، یا مَنْ یَفْعَلُ ما یَشآءُ،
(83) اى که مى آفریند هر چه را خواهد اى که انجام دهد هر چه خواهد
یا مَنْ یَهْدى مَنْ یَشآءُ، یا مَنْ یُضِلُّ مَنْ یَشآءُ،
اى که راهنمایى کند هر که را خواهد اى که گمراه کند هر که را خواهد
یا مَنْ یُعَذِّبُ مَنْ یَشآءُ، یا مَنْ یَغْفِرُ لِمَنْ یَشآءُ،
اى که عذاب کند هر که را خواهد اى که بیامرزد هر که را خواهد
یا مَنْ یُعِزُّ مَنْ یَشآءُ، یا مَنْ یُذِلُّ مَنْ یَشآءُ،
اى که عزت بخشد به هر که خواهد اى که ذلت دهد به هر که خواهد
یا مَنْ یُصَوِّرُ فِى الاَْرْحامِ ما یَشآءُ، یا مَنْ یَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ یَشآءُ
اى که نقش بندد در میان رحم ها هر طور که خواهد اى که مخصوص به رحمت خویش گرداند هر که را خواهد
(84) یا مَنْ لَمْ یَتَّخِذْ صاحِبَةً وَلا وَلَداً، یا مَنْ جَعَلَ لِکُلِّ شَىْء قَدْراً،
(84) اى که نگرفته است همسر و فرزندى اى که قرار داد براى هر چیز اندازه اى
یا مَنْ لا یُشْرِکُ فى حُکْمِهِ اَحَداً، یا مَنْ جَعَلَ الْمَلائِکَةَ رُسُلاً،
اى که شریک نکرده در حکم خویش احدى را اى که قرار داد فرشتگان را پیام آور
یا مَنْ جَعَلَ فِى السَّمآءِ بُرُوجاً، یا مَنْ جَعَلَ الاَْرْضَ قَراراً،
اى که در آسمان برجها قرار داد اى که زمین را قرارگاه کرد
یا مَنْ خَلَقَ مِنَ الْمآءِ بَشَراً، یا مَنْ جَعَلَ لِکُلِّ شَىْء اَمَداً،
اى که آفرید از آب بشر را اى که قرار داد براى هر چیز مدت و دورانى
یا مَنْ اَحاطَ بِکُلِّ شَىْء عِلْماً، یا مَنْ اَحْصى کُلَّ شَىْء عَدَداً
اى که دانشش به هر چیز احاطه کرده اى که عدد هر چیز را شماره کرده
(85) اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ یا اَوَّلُ یا اخِرُ، یا ظاهِرُ یا باطِنُ،
(85) خدایا از تو خواهم به حق نامت اى آغاز اى انجام اى ظاهر اى نهان
یا بَرُّ یا حَقُّ،یا فَرْدُ یا وِتْرُ، یا صَمَدُ یا سَرْمَدُ
اى نیکوکار اى بر حق اى یکتا اى بى همتا اى بى نیاز اى ابدى
(86) یا خَیْرَ مَعْرُوفٍ عُرِفَ، یا اَفْضَلَ مَعْبُودٍ عُبِدَ، یا اَجَلَّ مَشْکُورٍ شُکِرَ،
(86) اى بهترین شناخته شده به نیکى اى برترین معبودى که پرستش شده اى بهترین سپاس شدگان
یا اَعَزَّ مَذْکُورٍ ذُکِرَ، یا اَعْلى مَحْمُودٍ حُمِدَ، یا اَقْدَمَ مَوْجُودٍ طُلِبَ،
اى عزیزترین یادشدگان اى والاترین ستوده شده اى پیش ترین موجودى که جویایش شده اند
یا اَرْفَعَ مَوْصُوفٍ وُصِفَ، یا اَکْبَرَ مَقْصُودٍ قُصِدَ،
اى برترین موجودى که مورد توصیف واقع شده اى بزرگتر مقصودى که قصد او کرده اند
یا اَکْرَمَ مَسْئُولٍ سُئِلَ، یا اَشْرَفَ مَحْبُوبٍ عُلِمَ
اى بزرگوار کسى که از او درخواست شده اى ارجمندترین دوستى که توان یافت
(87) یا حَبیبَ الْباکینَ، یا سَیِّدَ الْمُتَوَکِّلینَ، یا هادِىَ الْمُضِلّینَ،
(87) اى دوست گریانان اى آقاى توکل کنندگان اى رهنماى گمراهان
یا وَلِىَّ الْمُؤْمِنینَ، یا اَنیسَ الذّاکِرینَ، یا مَفْزَعَ الْمَلْهُوفینَ،
اى سرور مؤمنان اى همدم یاد کنندگان (او) اى پناه ستمدیدگان
یا مُنْجِىَ الصّادِقینَ، یا اَقْدَرَ الْقادِرینَ، یا اَعْلَمَ الْعالِمینَ، یا اِلهَ الْخَلْقِ اَجْمَعینَ
اى نجات دهنده راستگویان اى مقتدرترین قدرت داران اى داناترین دانایان اى معبود تمامى آفریدگان
(88)یا مَنْ عَلا فَقَهَرَ، یا مَنْ مَلَکَ فَقَدَرَ،یا مَنْ بَطَنَ فَخَبَرَ،
(88) اى که از برترى بر همه قاهر است اى که فرمانرواست و نیرومند اى که در درونى و از درون آگاه
یا مَنْ عُبِدَ فَشَکَرَ، یا مَنْ عُصِىَ فَغَفَرَ، یا مَنْ لا تَحْویهِ الْفِکَرُ،
اى که پرستندش و او بدان پاداش دهد اى که نافرمانیش کنند و بیامرزد اى که در فکرها نگنجد
یا مَنْ لا یُدْرِکُهُ بَصَرٌ، یا مَنْ لا یَخْفى عَلَیْهِ اَثَرٌ، یا رازِقَ الْبَشَرِ، یا مُقَدِّرَ کُلِّ قَدَر
اى که دیده اى او را درنیابد اى که هیچ کارى بر او پنهان نماند اى روزى ده بشر اى اندازه گیر هر اندازه
(89) اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ یا حافِظُ یا بارِئُ، یا ذارِئُ یا باذِخُ،
(89) خدایا از تو خواهم به حق نامت اى نگهدار اى پدید آرنده اى آفریننده اى والامقام
یا فارِجُ یا فاتِحُ، یا کاشِفُ یا ضامِنُ، یا امِرُ یا ناهى
اى غمزدا اى کارگشا اى برطرف کننده اندوه اى ضامن بندگان اى فرمان ده اى نهى کننده (از کارهاى بد)
(90) یامَنْ لا یَعْلَمُ الْغَیْبَ اِلاَّ هُوَ، یا مَنْ لا یَصْرِفُ السُّوءَ اِلاَّ هُوَ،
(90) اى که نمى داند غیب را جز او اى که باز نگرداند بدى را جز او
یا مَنْ لایَخْلُقُ الْخَلْقَ اِلاَّ هُوَ، یا مَنْ لایَغْفِرُ الذَّنْبَ اِلاَّ هُوَ،
اى که نیافریند خلق را جز او اى که نیامرزد گناه را جز او
یا مَنْ لا یُتِمُّ النِّعْمَةَ اِلاَّ هُوَ، یا مَنْ لا یُقَلِّبُ الْقُلُوبَ اِلاَّ هُوَ،
اى که به پایان نرساند نعمت و احسان را جز او اى که دگرگون نکند دلها را جز او
یا مَنْ لا یُدَبِّرُ الاَْمْرَ اِلاَّ هُوَ، یا مَنْ لایُنَزِّلُ الْغَیْثَ اِلاَّ هُوَ،
اى که تدبیر نکند کارها را جز او اى که فرو نفرستد باران را جز او
یا مَنْ لا یَبْسُطُ الرِّزْقَ اِلاَّ هُوَ، یا مَنْ لایُحْیِى الْمَوْتى اِلاَّ هُوَ
اى که نگستراند روزى را جز او اى که زنده نکند مردگان را جز او
(91) یا مُعینَ الضُّعَفآءِ،یا صاحِبَ الْغُرَبآءِ،یا ناصِرَ الاَْوْلِیآءِ،
(91) اى کمک کار ناتوانان اى رفیق دور از وطنان اى یار دوستان
یا قاهِرَ الاَْعْدآءِ، یا رافِعَ السَّمآءِ، یا اَنیسَ الاَْصْفِیآءِ،
اى چیره بر دشمنان اى بالا برنده آسمان اى مونس برگزیدگان
یا حَبیبَ الاَْتْقِیآءِ، یا کَنْزَ الْفُقَرآءِ، یا اِلهَ الاَْغْنِیآءِ، یا اَکْرَمَ الْکُرَمآءِ
اى دوست پرهیزکاران اى گنجینه بینوایان اى معبود توانگران اى کریمترین کریمان
(92) یا کافِیاً مِنْ کُلِّ شَىْء، یا قآئِماً عَلى کُلِّ شَىْء،
(92) اى کفایت کننده از هر چیز اى نگهبان بر هر چیز
یا مَنْ لا یُشْبِهُهُ شَىْءٌ، یا مَنْ لا یَزیدُ فى مُلْکِهِ شَىْءٌ،
اى که چیزى مانندش نیست اى که چیزى به فرمانرواییش نیفزاید
یا مَنْ لا یَخْفى عَلَیْهِ شَىْءٌ، یا مَنْ لا یَنْقُصُ مِنْ خَزآئِنِهِ شَىْءٌ،
اى که چیزى بر او پوشیده نیست اى که کم نشود از گنجینه هایش چیزى
یا مَنْ لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَىْءٌ، یا مَنْ لا یَعْزُبُ عَنْ عِلْمِهِ شَىْءٌ،
اى که نیست همانندش چیزى اى که پنهان نماند از دانش او چیزى
یا مَنْ هُوَ خَبیرٌ بِکُلِّ شَىْء،یا مَنْ وَسِعَتْ رَحْمَتُهُ کُلَّ شَىْء
اى که او خبیر و آگاه است به هر چیز اى که رحمتش فراگیرد هر چیز را
(93)اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ یا مُکْرِمُ یا مُطْعِمُ، یا مُنْعِمُ یا مُعْطى،
(93) خدایا از تو مى خواهم به حق نامت اى اکرام کننده اى طعام دهنده اى نعمت بخشنده اى عطا ده
یا مُغْنى یا مُقْنى، یا مُفْنى یا مُحْیى، یا مُرْضى یامُنْجى
اى ثروت ده اى سرمایه ده اى فانى کننده اى زنده کننده اى خشنود سازنده اى نجات بخش
(94)یا اَوَّلَ کُلِّ شَىْء وَآخِرَهُ، یا اِلـهَ کُلِّ شَىْء وَمَلیکَهُ،
(94) اى آغاز و انجام هر چیز اى معبود و مالک هر چیز
یا رَبَّ کُلِّ شَىْء وَصانِعَهُ، یا بارِئَ کُلِّ شَىْء وَخالِقَهُ،
اى پروردگار و سازنده هر چیز اى پدید آرنده و آفریننده هر چیز
یا قابِضَ کُلِّ شَىْء وَباسِطَهُ، یا مُبْدِئَ کُلِّ شَىْء وَمُعیدَهُ،
اى پاى بست و باز کننده هر چیز ای پدید آرنده و بازگرداننده هر چیز
یا مُنْشِئَ کُلِّ شَىْء وَمُقَدِّرَهُ، یا مُکَوِّنَ کُلِّ شَىْء وَمُحَوِّلَهُ،
اى بوجود آورنده و اندازه گیر هر چیز اى بود کننده و تبدیل کننده هر چیز
یا مُحْیِىَ کُلِّ شَىْء وَ مُمیتَهُ، یا خالِقَ کُلِّ شَىْء وَوارِثَهُ
اى زنده کننده و میراننده هر چیز اى آفریننده و وارث هر چیز
(95) یا خَیْرَ ذاکِر وَمَذْکُور، یا خَیْرَ شاکِر وَمَشْکُور،
(95) اى بهترین یادآور و یاد شده اى بهترین سپاسگزار و سپاس شده
یا خَیْرَ حامِد وَمَحْمُود، یا خَیْرَ شاهِد وَمَشْهُود،
اى بهترین ستاینده و ستوده شده اى بهترین گواه و گواهى شده
یا خَیْرَ داع وَمَدْعُوٍّ، یا خَیْرَ مُجیب وَمُجاب،
اى بهترین خواننده و خوانده شده اى بهترین اجابت کن و اجابت کرده شده
یا خَیْرَ مُونِس وَاَنیس، یا خَیْرَ صاحِب وَجَلیس،
اى بهترین انیس و مونس اى بهترین رفیق و هم نشین
یا خَیْرَ مَقْصُود وَ مَطْلُوب، یا خَیْرَ حَبیب وَمَحْبُوب
اى بهترین مقصود و مطلوب اى بهترین دوست و محبوب
(96)یا مَنْ هُوَ لِمَنْ دَعاهُ مُجیبٌ، یا مَنْ هُوَ لِمَنْ اَطاعَهُ حَبیبٌ،
(96) اى که براى خواننده اش اجابت کند اى که به مطیع و فرمانبردارش دوست است
یا مَنْ هُوَ اِلى مَنْ اَحَبَّهُ قَریبٌ، یا مَنْ هُوَ بِمَنِ اسْتَحْفَظَهُ رَقیبٌ،
اى که به هر که دوستش دارد نزدیک است اى که براى هرکس که از او نگهبانى خواهد نگهبان است
یا مَنْ هُوَ بِمَنْ رَجاهُ کَریمٌ، یا مَنْ هُوَ بِمَنْ عَصاهُ حَلیمٌ،
اى که نسبت به هر کس به او امید داشته باشد کریم است اى که نسبت به نافرمانش بردبار است
یا مَنْ هُوَ فى عَظَمَتِهِ رَحیمٌ، یا مَنْ هُوَ فى حِکْمَتِهِ عَظیمٌ،
اى که در عین عظمت و بزرگیش مهربان است اى که در حکمت خود عظیم است
یا مَنْ هُوَ فى اِحْسانِهِ قَدیمٌ، یا مَنْ هُوَ بِمَنْ اَرادَهُ عَلیمٌ
اى که در احسان و عطابخشى دیرین است اى که به هر کس که او را بطلبد داناست
(97) اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ یا مُسَبِّبُ یا مُرَغِّبُ، یا مُقَلِّبُ یا مُعَقِّبُ،
(97) خدایا از تو مى خواهم به حق نامت اى سبب ساز اى رغبت ده اى زیر و رو کن اى پى جو
یا مُرَتِّبُ یا مُخَوِّفُ، یا مُحَذِّرُ یا مُذَکِّرُ، یا مُسَخِّرُ یا مُغَیِّرُ
اى ترتیب ده اى بیم ده اى ترساننده اى یا داند از اى مسخر کننده اى تغییر دهنده
(98) یا مَنْ عِلْمُهُ سابِقٌ، یا مَنْ وَعْدُهُ صادِقٌ، یا مَنْ لُطْفُهُ ظاهِرٌ،
(98) اى که دانشش پیش است اى که وعده اش راست است اى که لطفش آشکار است
یا مَنْ اَمْرُهُ غالِبٌ، یا مَنْ کِتابُهُ مُحْکَمٌ، یا مَنْ قَضآئُهُ کائِنٌ،
اى که فرمانش بر همه غالب است اى که کتابش محکم است اى که حکم و قضایش حتمى است
یا مَنْ قُرْآنُهُ مَجیدٌ، یا مَنْ مُلْکُهُ قَدیمٌ، یا مَنْ فَضْلُهُ عَمیمٌ، یا مَنْ عَرْشُهُ عَظیمٌ
اى که قرآنش مجید و گرامى است اى که فرمانرواییش قدیم است اى که فضل و بخشش همگانى است اى که عرش او عظیم است
(99) یا مَنْ لایَشْغَلُهُ سَمْعٌ عَنْ سَمْع، یا مَنْ لا یَمْنَعُهُ فِعْلٌ عَنْ فِعْل،
(99) اى که سرگرم نکند او را شنیدنى از شنیدنى دیگر اى که بازش ندارد کارى از کارى
یا مَنْ لا یُلْهیهِ قَوْلٌ عَنْ قَوْل، یا مَنْ لا یُغَلِّطُهُ سُؤالٌ عَنْ سُؤال،
اى که مشغولش نکند گفتارى از گفتارى دگر اى که به اشتباهش نیندازد پرسشى از پرسشى
یا مَنْ لا یَحْجُبُهُ شَىْءٌ عَنْ شَىْء،یا مَنْ لا یُبْرِمُهُ اِلْحاحُ الْمُلِحّینَ،
اى که حجاب نشود او را چیزى از چیزى اى که به ستوهش نیاورد پافشارى اصرار ورزان
یا مَنْ هُوَ غایَةُ مُرادِ الْمُریدینَ، یا مَنْ هُوَ مُنْتَهى هِمَمِ الْعارِفینَ،
اى که او منتهاى مقصود جویندگان است اى که او سرحد نهایى وجهه همت عارفان است
یا مَنْ هُوَ مُنْتَهى طَلَبِ الطّالِبینَ، یا مَنْ لا یَخْفى عَلَیْهِ ذَرَّةٌ فِى الْعالَمینَ
اى که او آخرین مرحله خواسته خواستاران است اى که بر او ذره اى در تمام جهانیان پنهان نیست
(100) یا حَلیماً لا یَعْجَلُ، یا جَواداً لا یَبْخَلُ، یا صادِقاً لا یُخْلِفُ،
(100) اى بردبارى که شتاب نکند اى بخشنده اى که بخل ندارد اى راست وعده اى که خلاف وعده نمى کند
یا وَهّاباً لا یَمَلُّ، یا قاهِراً لا یُغْلَبُ، یا عَظیماً لا یُوصَفُ،
اى بخشنده اى که خسته نمى شود اى چیره اى که شکست نپذیرد اى بزرگى که در وصف نگنجد
یا عَدْلاً لایَحیفُ،یا غَنِیّاً لا یَفْتَقِرُ، یا کَبیراً لا یَصْغُرُ، یا حافِظاً لا یَغْفُلُ،
اى دادگرى که در حکمش ستم نکند اى توانگرى که درویش نشود اى بزرگى که کوچک نشود اى نگهبانى که غفلت نکند
سُبْحانَکَ یا لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ، اَلْغَوْثَ، اَلْغَوْثَ، خَلِّصْنا مِنَ النّارِ یا رَبِّ.
منزهى تو اى خدایى که نیست معبودى جز تو فریاد، فریاد نجات ده ما را از آتش دوزخ اى پروردگار.

 

حتما بخوانيدحتما بخوانيد

فهرست کامل مفاتیح الجنان

Source Article from http://hadana.ir/%D8%AF%D8%B9%D8%A7%D9%89-%D8%AC%D9%88%D8%B4%D9%86-%DA%A9%D8%A8%D9%8A%D8%B1/

درباره ی admin

همچنین ببینید

نوشیدن قهوه ریسک بیماری های کبدی را کاهش می دهد

نوشیدن قهوه ریسک بیماری های کبدی را کاهش می دهد به گزارش مهر، طبق گزارش …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *